اهمیت و جایگاه خانه در قرآن


اهمیت و جایگاه خانه در قرآن

هوای تمیز داخل خانه

كاركرد و جایگاه خانه در قرآن

واژه‌ی «بیت» به معنای خانه، 71 بار با مشتقات آن در صیغه‌های «بیت» و جمع آن «بیوت» در قرآن كریم آمده است. این كلمات در 12 مورد به مصداق بیت‌الله، یعنی كعبه (خانه خدا)، 2 مورد برای بیت عتیق، 2 مورد بیت معمور و باقی به معنای «خانه»، همان محیط مخصوص زندگی خانواده آمده است.

با نظر به آیات الهی و پرداختن آیات متعددی در قرآن به كلمه بیت، چنین به دست می‌آید كه این مكان مسقفِ محدود كه محل اجتماع و زیست جمعی بشر و اولین محیط رشد و پرورش وی است، مورد عنایت حق بوده و برحسب كارایی و جایگاهش در حیات انسانی، از اهمیت بسزایی برخوردار است كه در اینجا به بعضی از این موارد اشاره می‌شود:

1ـ محل تسكین

اولین كاركرد خانه، تأمین‌ آرامش جسم و تسكین جان اعضای آن است كه البته مرهون امنیت همه جانبه‌ی این محیط برای اعضاست. فضای محدود و امن خانه، حریمی (محل محرم) برای ابراز احساسات، بیان اسرار، ارضای غرایز و تأمین نیازهای جسمی و روحی انسان است.

این سكونت و امنیت را خداوند به خود نسبت می‌دهد و می‌فرماید: «و الله جعل لكم من بیوتكم سكناً» (نحل،80)، «خداوند از خانه‌های شما محل سكونت و آرامش برایتان قرارداد

واژه «سكن» به معنای هر چیزی است كه انسان به وسیله‌ی آن تسكین یابد. انسان علاوه بر نیاز به سكونت در خانه، به محلی برای تسكین آلام روحی، رها شدن از برخی قیودات اجتماعی، استراحت به نحو دلخواه، خلوت كردن و راز و نیاز با خدا و محرمان نیاز دارد. اگر خانه تأمین كننده این نیازها نباشد، مسكن نخواهد بود.

2ـ محل ذكر و تلاوت آیات الهی

«واذكرن ما یتلی فی بیوتكنّ من ایات الله و الحكمة» (احزاب، 34)، «به یاد آورید آن‌چه در خانه‌هایتان از آیات و حكمت تلاوت شده است

اگر خانه از هر پلیدی و لوثی منزه بماند و به ذكر خدا و عبادت او مزیّن شود، رفعت می‌یابد و از یك چهاردیواری سرد و بی‌روح خارج می‌شود و هرچه صبغه‌ی الهی و معنویش بیشتر شود، مقامی رفیع‌تر می‌یابد كه مصداق كامل آن كعبه، خانه‌ی خدا است

آیه خطاب به همسران پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) است و نكاتی از آن برداشت می‌شود:

ـ فضایلی كه از خانه و خانواده نصیب انسان می‌شود، ارزشمند است و باید برای بكارگیری در زندگی حفظ شود.

- خانواده‌ی پیامبر (صلی الله علیه و آله) الگویی برای همه خانواده‌ها است؛ لذا باید بیش از دیگران مراقب امتثال اوامر الهی باشند.

- هر فرد باید حافظ شئون، موقعیت و آبروی خانواده خود باشد.

- محیط آرام و مأنوس خانه، مناسب‌ترین محل برای اندیشه، ذكر، یادآوری كلام خدا و ذكر حكمت‌های الهی است.

- خانه مكتبی برای تربیت انسان‌هایی عبد و مطیع حق است.

كاركرد وسیع و گرانقدر خانه، آن را مكانی مورد احترام و عنایت قرار داده است؛ اما چنان‌چه این محل معبدی برای بندگی و ذكر حق واقع شود، خداوند آن را رفیع و عظیم می‌گرداند. چنان‌كه خطاب به رسول گرامیش می‌فرماید:

«فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذكر فیها اسمه یسبّح له فیها بالغدوّ و الاصال» (نور،36) رفعت و علو حقیقی خاص خداوند متعال است؛ خانه‌ای كه مسجد خداوند و محل تسبیح او باشد، نیز عظیم و مرفوع است.

سلام

آن‌چه از آیه فوق و تفسیر مرحوم علامه طباطبایی (المیزان) استفاده می‌شود، این است كه اگر خانه از هر پلیدی و لوثی منزه بماند و به ذكر خدا و عبادت او مزیّن شود، رفعت می‌یابد و از یك چهاردیواری سرد و بی‌روح خارج می‌شود و هرچه صبغه‌ی الهی و معنویش بیشتر شود، مقامی رفیع‌تر می‌یابد كه مصداق كامل آن كعبه، خانه‌ی خدا است. (طباطبایی، 1363: ج15، صص179-178)

3ـ محل رابطه‌ای قدسی

«فاذا دخلتم بیوتا فسلّموا علی انفسكم تحیةً من عندالله مباركةً طیبةً» (نور،61)

«مقصود از سلام كردن بر خود، سلام بر اهل خانه است و اگر در این‌جا نفرمود: بر اهل آن سلام كنید، خواست یگانگی مسلمانان با یكدیگر را برساند؛ چون همه انسانند و خدا همه را از یك مرد و زن خلق كرده است. علاوه بر این، همه مۆمنند و ایمان ایشان را جمع كرده، چون ایمان قوی‌تر از وهم و هر عامل دیگری برای یگانگی است.» (طباطبایی، 1363: ج15، ص229)

خداوند می‌فرماید: «بر اهل خانه سلام كنید»؛ از آن‌جا كه سلام بیان تحیتی مبارك از نزد پروردگار است، عالی‌ترین ایجاد رابطه میان اعضای خانواده آن است كه با تحیت و سلام با یكدیگر برخورد كنند و یاد خدا میان آنان باشد. این رابطه قدسی اگر در خانه برقرار شود، به طور قطع به جامعه نیز كشانده خواهد شد. پس حقیقت سلام، گسترش امنیت و سلامتی در میان انسان‌هاست.

4ـ لزوم حفظ حریم خانه

از نظر قرآن، خانه به قدری در مقام و جایگاه بالایی قرار دارد كه حفظ حریم آن بر همگان توصیه شده است. خداوند متعال می‌فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوتاً غیر بیوتكم حتی تستأنسوا و تسلّموا.» (نور، 27)

مقصود از سلام كردن بر خود، سلام بر اهل خانه است و اگر در این‌جا نفرمود: بر اهل آن سلام كنید، خواست یگانگی مسلمانان با یكدیگر را برساند؛ چون همه انسانند و خدا همه را از یك مرد و زن خلق كرده است. علاوه بر این، همه مۆمنند و ایمان ایشان را جمع كرده، چون ایمان قوی‌تر از وهم و هر عامل دیگری برای یگانگی است

حصردر آیه مذكور به این معناست كه خداوند ورود به خانه‌ی غیر را بدون اذن و سلام ممنوع می‌كند. حرمت این حریم را مقدس می‌دارد و ضرورت حاكمیت یك فرهنگ صحیح و صمیمی را در برخورد با اهل خانه بیان می‌كند و می‌آموزد كه اهل بیت باید در روابط با یكدیگر، علاوه بر رعایت همه‌ی شئون انسانی در برخوردشان، از راه تكلم كه نزدیك‌ترین و شایع‌ترین ارتباط است، نیز این یگانگی را بیان كنند و سلام واژه‌ای است كه این پیام را دارد؛ علاوه بر آن‌كه آرزوی سلامت و امنیت از جانب سلام كننده را ابلاغ می‌كند.

از عدی بن ثابت روایت است: زنی انصاریه به نزد رسول الله(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض كرد: من در خانه خویش گاه گاه در شرایطی هستم كه نمی‌خواهم هیچ كس مرا ببیند، در این حال اگر پدر، فرزند یا مردی از خویشان من وارد شوند، چه كنم؟ در جواب، آیه فوق فرو فرستاده شد.

«تستأنسوا» یعنی «تستأذنوا»؛ گفته شده است كه استیناس طلب انس است و به این ‌معنی است كه در هیچ خانه‌ای كه ملك شما نیست، وارد نشوید تا مطمئن شوید فردی در آن است و آن‌گاه اجازه بخواهید. ابن عباس گفت: در آیه تقدیم و تأخر است؛ یعنی «حتی تسلموا و تستأذنوا»، یعنی «حتی تقولوا السلام علیكم، أدخل»؛ سلام مستحب است و استیذان واجب. (رك. میبدی، 1357: ج6، ص509) در آیه 28 از سوره‌ی مباركه‌ی نور نیز، ورود به هرخانه‌ای مشروط به اجازه یافتن از سوی صاحب خانه شده است. «فان لم تجدوا فیها احداً فلا تدخلوها حتی یۆذن لكم» (نور، 28)، «اگر در خانه كسی را نیافتید، تا اجازه دریافت نكرده‌اید، وارد نشوید

علاوه بر این حكم عمومی، در آیه 53 از سوره احزاب نیز، ورود به خانه پیامبر بدون اذن منع شده است: «یا ایها الذین امنوا لاتدخلوا بیوت النبی الاّ أن یۆذن لكم»، «ای ایمان آورندگان به خانه پیامبر وارد نشوید مگر آن‌كه به شما اجازه دهد


دوره آمادگی آزمون اعطای مدرک تخصصی به حافظان قرآن کریم

تکنیک‌های موفقیت در سوره حمد


تکنیک‌های موفقیت در سوره حمد


یكی از مهمترین ویژگی های افراد موفق در زندگی این است كه این افراد یا كاری را آغاز نمی كنند و یا اگر كاری را شروع كردند آن را به پایان می رسانند و اساسا نیز مشكل بسیاری از  افراد این است كه با یك نگاه سطحی در اطراف خود متوجه می شوند كه كارهای ناتمام زیادی  آنها را  احاطه كرده كه اگر آنها را تمام می‌كردند با وضعیت كنونی خود از زمین تا آسمان فاصله داشتند .


حمد

افراد برای رسیدن به موفقیت دو دسته هستند، عده ای بر این باورند كه رسیدن به موفقیت از هیچ قاعده و قانونی تبعیت نمی كند و هر فردی به راحتی می تواند به موفقیت دست پیدا كند ،در مقابل این گروه عده ای دیگر بر این عقیده اصرار دارند كه قانون موفقیت بسیار پیچیده است و در اختیار هر فردی قرار نمی گیرد و در نتیجه برای تصاحب این قانون  باید یك عمر تلاش و كوشش كرد .

اما حقیقت این است كه هیچ یك از این دو گروه نمی توانند ثانیه ای  طعم شیرین موفقیت را درك كنند، زیرا خداوند متعال برای رهسپار شدن ما به  سوی خوشبختی و سعادت نسخه ای را نازل كرده است كه در آن راهنمایی ها و توصیه های گهرباری را برای رسیدن به موفقیت بیان كرده است و هر یك از آیات این كتاب الهی با دو شرط می تواند سبب خوشبختی ما در زندگی شود :

1)  به آن یقین و باور داشته باشیم .

2) به یقین و باور خود جامه عمل بپوشانیم .

در طول تاریخ نیز افراد زیادی بوده اند كه با شنیدن تنها یك آیه از آیات الهی تحولی بزرگ در زندگی آنها ایجاد شده و همین سبب شده است كه آنها به اوج قله موفقیت  برسند .

حال به همین منظور  سوره  حمد را محور بحث قرار داده  سوره ای كه در طول شبانه روز هر فرد مسلمانی دائماً با آن در ارتباط است ، سوره ای كه اسرار  فراوانی از موفقیت در آن نهفته است كه با عمل كردن به هریك از آنها می توانیم طوفانی  در زندگی خود ایجاد كنیم .

تكنیك اول : كارهای نیمه كاره خود را تمام كنید (بسم الله الرحمن الرحیم )

این سوره نیز مانند بقیه سوره های قرآن مجید با یاد و نام خداوند متعال آغاز شده است ،آیه ای كه در ارتباط با آن احادیث فراوانی بیان شده است تا اهمیت آن را در رسیدن به موفقیت برای همه ما بیان كند .

یكی از مهمترین ویژگی های افراد موفق در زندگی این است كه این افراد یا كاری را آغاز نمی كنند و یا اگر كاری را شروع كردند آن را به پایان می رسانند و اساسا نیز مشكل بسیاری از  افراد این است كه با یك نگاه سطحی در اطراف خود متوجه می شوند كه كارهای ناتمام زیادی آنها را احاطه كرده كه اگر آنها را تمام می كردند با وضعیت كنونی خود از زمین تا آسمان فاصله داشتند .

(وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ : و هر گونه كینه‏اى را از سینه‏هایشان مى‏زداییم. از زیر [قصرهاى‏]شان نهرها جارى است، و مى‏گویند: «ستایش خدایى را كه ما را بدین [راه‏] هدایت نمود، و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏كرد ما خود هدایت نمى‏یافتیم. در حقیقت، فرستادگانِ پروردگارِ ما حق را آوردند.» و به آنان ندا داده مى‏شود كه این همان بهشتى است كه آن را به [پاداش‏] آنچه انجام مى‏دادید میراث یافته‏اید)

حال یكی از اموری كه سبب می شود كه كارهای ما كاملا انجام شود و  ناتمام باقی نماند، طبق روایات رسیده از اهل بیت علیهم السلام این است كه تمام كار های خود را با یاد و نام خداوند و با این آیه  شریفه آغاز كنیم چنانچه  در این حدیث شریف می خوانیم :

(قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ... اِذا قالَ العَبدُ: «بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِكَ لَهُ فى اَحوالِهِ؛خداوند فرمود: «... هرگاه بنده بگوید: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، خداى متعال مى‏گوید: بنده من با نام من آغاز كرد. بر من است كه كارهایش را به انجام رسانم و او را در همه حال، بركت دهم)(عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 269)

 

تكنیك دوم: رمز برخوداری از نعمت های دنیا و آخرت (الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ )

خصوصیت ویژه دیگری كه در زندگی انسان های موفق موج می زند ،آن است كه زندگی آنها سرشار از حمد و سپاس خداوند متعال است و اصولا این افراد از زبان سپاسگزاری برخوردار هستند، این حمد و سپاس را هم می توان در دنیا مشاهده كرد و هم در آخرت ،كه به نمونه هایی از ان آشاره می كنیم:

1) حضرت ابراهیم (علیه السلام)

وقتی حضرت در سالخوردگی و پیری صاحب دو فرزند و دو هدیه از طرف خداوند متعال می شود اولین كلامی را به زبان می آورد حمد و سپاس خداوند است :

(الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی وَهَبَ لی‏ عَلَى الْكِبَرِ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبِّی لَسَمیعُ الدُّعاءِ : سپاس خداى را كه با وجود سالخوردگى، اسماعیل و اسحاق را به من بخشید. به راستى پروردگار من شنونده دعاست.)( إبراهیم :  39)

حضرت نوح علیه السلام

2) حضرت نوح(علیه السلام)

به ایشان نیز  از طرف خداوند متعال اینگونه خطاب می رسد كه وقتی به همراه یاران خود بر كشتی مستقر شدید، آنجا زبان به حمد و ثناء باز كنید و این گونه بگویید:

(فَإِذَا اسْتَوَیْتَ أَنْتَ وَ مَنْ مَعَكَ عَلَى الْفُلْكِ فَقُلِ الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذی نَجَّانا مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ: و چون تو با آنان كه همراه تواند بر كشتى نشستى بگو: «ستایش خدایى را كه ما را از[چنگ‏] گروه ظالمان رهانید) (المۆمنون: 28)

در سرای آخرت نیز مومنین و متقین وقتی خود را در بهشت جاویدان و غرق در نعمت های خداوند مشاهده می كنند در آنجا نیز ، زبان به حمد و ثنای خداوند متعال باز می كنند و اینگونه می گویند :

(وَ نَزَعْنا ما فی‏ صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْری مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ : و هر گونه كینه‏اى را از سینه‏هایشان مى‏زداییم. از زیر [قصرهاى‏]شان نهرها جارى است، و مى‏گویند: «ستایش خدایى را كه ما را بدین [راه‏] هدایت نمود، و اگر خدا ما را رهبرى نمى‏كرد ما خود هدایت نمى‏یافتیم. در حقیقت، فرستادگانِ پروردگارِ ما حق را آوردند.» و به آنان ندا داده مى‏شود كه این همان بهشتى است كه آن را به [پاداش‏] آنچه انجام مى‏دادید میراث یافته‏اید.)( الأعراف :  43)

(قالَ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ... اِذا قالَ العَبدُ: «بِسمِ اللّه‏ِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ» قالَ اللّه‏ُ ـ جَلَّ جَلالُهُ ـ : بَدَاَ عَبدى بِاسمى، وَ حَقٌّ عَلَىَّ اَن اُتـَمِّمَ لَهُ اُمورَهُ و اُبارِكَ لَهُ فى اَحوالِهِ؛خداوند فرمود: «... هرگاه بنده بگوید: بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم، خداى متعال مى‏گوید: بنده من با نام من آغاز كرد. بر من است كه كارهایش را به انجام رسانم و او را در همه حال، بركت دهم)

حال خصوصیت دیگر انسان های موفق آن است كه همیشه به دنبال موفقیت در دنیا و آخرت هستند و این دعای آنها زبانزد عام و خاص شده است كه :

(وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ : و برخى از آنان مى‏گویند: پروردگارا! در این دنیا به ما نیكى و در آخرت [نیز] نیكى عطا كن، و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار.)( البقرة :  201)

و یكی از اسراری كه در زندگی این افراد در رسیدن به موفقیت های گوناگون مشاهده می شود، دارا بودن زبان شكرگزاری در تمام حالات و شرائط مختلف است كه این خصوصیت چنانچه پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله ) فرمودند: سبب برخورداری از نعمت های دنیا و آْخرت می شود :

(وقتى بنده «الْحَمْدُ للهِِ» مى‌گوید، خداوند او را از نعمت هاى دنیا و آخرت برخوردار مى‌سازد.)(بحارالانوار،ج 9،باب 2، حدیث 5)

خلاصه كلام اینكه از این دو آیه (آیه اول و دوم سوره حمد ) دو رمز بزرگ برای رسیدن به موفقیت كشف می شود كه یكی تمام كردن كارهای ناتمام در زندگی است كه یكی از رموز  آن ،این است كه تمام كارهای خود را با یاد و نام خداوند متعال آغاز كنیم و  نكته دوم بهره مند شدن از نعمت های خداوند در دنیا و آخرت است كه یكی از رموز آن این است كه در تمام  لحظات ، چه لحظه های شیرین زندگی و چه لحظات سخت مشغول به حمد و سپاس خداوند باشیم و از این آیه شریفه غفلت نكنیم .


خانم‌ها! لطفا به کفش‌هایتان دقت کنید!!


خانم‌ها! لطفا به کفش‌هایتان دقت کنید!!


كفش امروزه یكی از وسائلی است كه از سوی متخصصان توصیه های زیادی برای انتخاب نوع و جنس آن می شود چرا كه پای آدمی به عنوان قلب دوم معرفی شده و از اهمیت زیادی برخورداره ،توصیه هایی مانند اینكه مثلا بعد از ظهرها رو برای انتخاب كفش انتخاب كنید چرا كه پای انسان در صبح كوچك تر است و بعد از ظهر ها معمولا پاها به حالت عادی خود بر می گردد . و یا توصیه هایی در مورد جنس كفش كه اكثر متخصصان كفش چرم را بهترین جنس معرفی می كنند .


کفش

اینها همه مقدمه بود تا با توصیه های قرآن مجید پیرامون خرید كفش توسط خانم ها آشنا شویم توصیه هایی كه هم می تواند سبب سلامت جسم و همچنین سلامت روح و روان افراد یك جامعه شود .

آیه 31 سوره نور بعد از توصیه به حجاب و معرفی افرادی كه به خانم ها محرم هستند و نیازی به داشتن حجاب در برابر آنها نیست یك توصیه بسیار خواندنی به همه زنان دارند و آن توصیه ای است كه به هنگام خرید كفش باید به آن دقت شود و چنانچه اشاره شد این كار می تواند سلامت جسمی و امنیت اجتماعی زنان را به خوبی تامین كند:

ِ( وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفینَ مِنْ زینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمیعاً أَیُّهَا الْمُۆْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون: و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمین‏] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد. اى مۆمنان، همگى [از مرد و زن‏] به درگاه خدا توبه كنید، امید كه رستگار شوید.)(النور :  31)

این قسمت از آیه به همه زنان توصیه می كند كه در هنگام راه رفتن پاهای خود را به گونه ای به زمین نكوبند كه اولا زینت های آنان معلوم شود و ثانیا توجه مردان نامحرم را به خود جلب كنند كه برای رسیدن به این هدف توجه به چند مسئله ضروری است :

1)انتخاب كفش مناسب

اولین توصیه آیات الهی به خانم ها برای انتخاب یك كفش استاندارد این است كه كفش هایی را انتخاب كنید كه پاشنه های استانداردی داشته باشد چرا كه این انتخاب چند فائده مهم به دنبال خواهد داشت :

1) اولا پاشنه های استاندارد به هنگام راه رفتن سر و صدای اضافی تولید نمی كند و در نتیجه مانع جلب توجه مردان به شما خواهد شد كه در ابتدای آیه به آن اشاره شده و زنان را از آن منع كرده است .

طراحان صنعت كفش نیز دو وظیفه مهم را برعهده دارند : 1) كفش هایی را تولید كنند كه سبب جلب توجه مردان نشوند و امنیت اجتماعی زنان را به خوبی تامین كنند 2) از تولید كفش هایی كه امروزه به عنوان یك تهدید جدی برای سلامت جسمی زنان محسوب می شود جلوگیری كنند

2) انتخاب یك كفش مناسب با پاشنه های استاندارد می تواند به سلامت جسمی شما كمك شایانی داشته باشد ،چرا كه متخصصان امروزه برای كفش های پاشنه بلند ضررهای زیادی را بیان می كنند كه پوشیدن آنها می تواند به مرور زمان بر ستون فقرات و سایر قسمت های بدن آسیب های جدی وارد کند.

پس برای عمل كردن به توصیه این قسمت از آیه در مرحله اول باید یك كفش مناسب با پاشنه های استاندارد خریداری كنید تا هم سلامت جسمی شما تامین شود و هم موجب جلب توجه دیگران به خودتان نشوید.

 

2) انتخاب رنگ مناسب

امروزه كفش های زنانه با رنگ های مختلفی در بازار عرضه می شود، رنگ هایی كه بعضی از آنها ممكن است مشكلاتی را به دنبال داشته باشد كه از جمله آنها رنگ قرمز است كه در این زمینه دکتر پُدُلسکی در کتاب (دکتر رنگ را تجویز می کند) این چنین می گوید :

(قرمز، محرک فکری و گرم است و شرایط التهاب را تشدید می کند و فعالیت جنسی مردان را می افزاید ...)(اولین دانشگاه، ج 5، ص 199) 

به خاطر همین خصوصیت های منحصر به فرد برای این رنگ  و جلب توجه مردان ، در روایات های اسلامی به زنان توصیه شده تا در انتخاب كفش ، از انتخاب كفش های قرمز خودداری كنند كه از جمله این روایات ،روایتی است از پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه در این روایت زنان خویش را از پوشیدن کفش های قرمز و حتی زرد باز می داشتند؛ زیرا معتقد بودند که از زینت های آل فرعون است.( البیان و التبیین، جاح1 ج 3، ص 72)

علاوه بر انتخاب كفش مناسب، شیوه صحیح راه رفتن خانم ها در جامعه نیز می تواند در رسیدن به هدفی كه آیه 31 سوره نور برای تمام زنان مسلمان تعیین كرده است موثر باشد، چرا كه راه رفتن اشتباه نیز سبب آشكار شدن زیبایی های زن و جلب توجه نامحرمان می شود كه در زمینه شیوه درست راه رفتن زنان در جامعه ، آیات الهی دختران حضرت شعیب را مصداق بارز این قسمت معرفی می كنند

3) شیوه درست راه رفتن

علاوه بر انتخاب كفش مناسب، شیوه صحیح راه رفتن خانم ها در جامعه نیز می تواند در رسیدن به هدفی كه آیه 31 سوره نور برای تمام زنان مسلمان تعیین كرده است موثر باشد، چرا كه راه رفتن اشتباه نیز سبب آشكار شدن زیبایی های زن و جلب توجه نامحرمان می شود كه در زمینه شیوه درست راه رفتن زنان در جامعه ، آیات الهی دختران حضرت شعیب را مصداق بارز این قسمت معرفی می كنند :

(فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشی‏ عَلَى اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبی‏ یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ ما سَقَیْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمین: پس یكى از آن دو زن -در حالى كه به آزرم گام بر مى‏داشت- نزد وى آمد [و] گفت: «پدرم تو را مى‏طلبد تا تو را به پاداش آب‏دادن [گوسفندان‏] براى ما، مزد دهد.» و چون [موسى‏] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكایت كرد، [وى‏] گفت: «مترس كه از گروه ستمگران نجات یافتى.)( القصص :  25)

خلاصه اینكه در این قسمت به سه توصیه طلایی قرآن كریم برای خرید كفش و شیوه صحیح راه رفتن اشاره شد ،توصیه هایی كه می تواند به سلامت جسمی و روحی شما كمك بسزایی داشته باشد كه برای رسیدن به این هدف مهم ، علاوه بر شما كه نقش مهمی در انتخاب كفش دارید ،طراحان صنعت كفش نیز دو وظیفه مهم را برعهده دارند :

1) كفش هایی را تولید كنند كه سبب جلب توجه مردان نشوند و امنیت اجتماعی زنان را به خوبی تامین كنند.

2) از تولید كفش هایی كه امروزه به عنوان یك تهدید جدی برای سلامت جسمی زنان محسوب می شود جلوگیری كنند.

مهم‌ترین و به یادماندنی‌ترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۱ چیست؟

مهم‌ترین و به یادماندنی‌ترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۱ چیست؟

مهم‌ترین و به یادماندنی‌ترین جمله رهبر انقلاب در سال ۹۱ چیست؟

 در سالی که گذشت بیش از ۸۸ صفحه از صفحات پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب KHAMENEI.IR به متن سخنان و پیام‌های حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای اختصاص پیدا کرد.

به گزارش راسخون به نقل از خبرآنلاین، پایگاه اطلاع​رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت​الله العظمی سیدعلی خامنه​ای، در این نظرسنجی پرسیده است: به نظر شما مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین جمله‌ی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سالی که گذشت، کدام جمله است؟ نظرتان را از طریق همین صفحه ارسال و یا به شماره 20110 پیامک کنید تا در ذیل همین نوشته منتشر شود.

برای سهولت در انتخاب می‌توانید از صفحات «بیانات»، «پیام‌ها» و جستجو عبارت مورد نظر خود را بیابید. این نظرسنجی تا روز 14 فروردین‌ماه سال 1392 ادامه خواهد داشت

ماجرای اخراج قاتل شهید مطهری از مدرسه آیت‌الله مجتهدی


پای درس اخلاق آیت‌الله مجتهدی تهرانی

ماجرای اخراج قاتل شهید مطهری از مدرسه آیت‌الله مجتهدی

ماجرای اخراج قاتل شهید مطهری از مدرسه آیت‌الله مجتهدی همین گودرزی که شهید مطهری را کشت، همین جا می آمد به نام طلبه اینجا درس می خواند. من از پیشانیش می فهمیدم که...

به گزارش راسخون به نقل از گروه دین و اندیشه خبرگزاری دانشجو؛ ملا محمدعلی مجتهد، معروف به مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی از علمای بنام تهران بود که در سال 86 بدرود حیات گفت، اما سخنرانی‌ها و پندهای عرفانی و اخلاقی وی به یادگار مانده است و می‌توانیم هر چند به صورت مجازی هم که شده پای درس این استاد اخلاق تلمّذ کنیم.

آیت‌الله مجتهدی رابطه خوبی با طلاب داشت، طوری که فضای گرم و صمیمی بر حوزه علمیه‌شان حاکم بود. این استاد برجسته اخلاقی، مباحث را چنان رسا ارائه می‌‌داد که در دل می‌‌نشست؛ به طوری که حتی هم‌اکنون نیز نشستن پای صحبت و کلاس اخلاق ایشان خالی از لطف نیست.


تفسیر سوره نوح

یک سوره ای هست در قرآن به نام سوره نوح، حضرت نوح(ع) خیلی ناراحتی داشت با سنگ میزدندش. پیرمردها به بچه ها گفته بودند، هر وقت حضرت نوح (ع) را دیدید بزنیدش. حضرت نوح دیگر روزها نمی‌آمد بیرون. شب ها می آمد. در می زد، می گفتند: کیست؟ می فرمود: «قولو لا إله الّا اللّه»؛ بگید خدایی جز خداوند نیست و فرار می کرد.


حضرت نوح(ع) به خدا گفت: خدایا من هرچه اینها را دعوت می کنم... «وَإِنِّی کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ...»هرچه من اینها را دعوت می کنم به خدا پرستی که تو آنها را بیامرزی... «جَعَلُوا أَصَابِعَهُمْ فِی آذَانِهِمْ...» انگشتانشان را در گوشهایشان فرو می‌کنند. که حرف حضرت نوح(ع) را گوش نکنند... «وَاسْتَغْشَوْا ثِیَابَهُمْ...» لباس‌هایشان را هم می‌کشند روی سرشان... «و وَأَصَرُّوا وَاسْتَکْبَرُوا اسْتِکْبَارًا... »


حالا به این آیه می رسیم که: «قَالَ نُوحٌ رَّبِّ...»، «ربِّ» در اصل یا ربّی بوده است. حرف ندای «یا» حذف شده است. یای ضمیر هم حذف شده. کسره دلالت می‌کند بر این که یا حذف شده. همیشه ربِّ در اصل یا ربی بوده است: ای خدای من... «رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِی...» ای خدای من این مردم معصیت من را می کنند. زیر بار حرف من نمی روند «وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا...» پیروی می کنند از اشرار. پیروی می کنند از کسانی که بی دین و لامذهب هستند. می گویند: حرف نوح را گوش نکنید ما که دیگر پایمان لب گور است شما دیگر حرف نوح را گوش نکنید.


پیرمردها می گفتند: از ما دیگر گذشته شما جوانها زیر بار حرف او نروید. او به ما می گوید: بت نپرستید. سالها آباء و اجداد ما بت پرستی کردند؛ ما دست از بت برداریم خدا پرستی کنیم؟! اینقدر نفهم بودند. زیر بار حرف حضرت نوح(ع) نمی رفتند.


منافقین مانند مردم زمان نوح بودند

مثل منافقین زمان ما که زیر بار حرف رهبر انقلاب نرفتند. پا شدند رفتند آمریکا و عراق. بدبخت و بیچاره شدند. زیر بار دشمن رفتند. در هر زمانی بوده که یک دسته مردم نادان می رفتند زیر بار افراد ناجور. حالا حضرت نوح می گوید خدایا اینها پیروی از من نمی کنند. پیروی می کنند از دشمن. کسانی که پول دارند، ثروت دارند، حرف های کج و کوله می زنند، دنبال آنها می روند که آنها نه به درد دنیای اینها می خورند. نه به درد آخرتشان. الآن یک دسته از منافقین سرگردانند. نه در غربت دلم شاد و نه نوری در وطن دارم. نه می توانند اینجا بیایند، نه آنجا الآن وضع عراق چه جور است؟ معلوم هم نیست که این کشت و کشتار هایی که در کاظمین شد مال بعثی ها بوده؟ مال منافقین ما بوده؟ یا مال وهابی ها بوده؟


اینست که آدم باید همیشه از خوب ها پیروی کند نه از مردمان شرور و نادان و پول طلب و ریاست طلب. دارد درد و دل می کند می گوید : «وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا»؛ این مردم پیروی نکردند مگر از کسانی که زیاد نکرد مال آنها و فرزند آنها مگر زیان. الآن این هایی که این منافقین ما را گول زدند چه به درد اینها خوردند؟ نه زن دارند، نه بچه دارند، نه خانه دارند، پدر و مادرشان هم دارند می سوزند.


اهل بیت را رها نکنید

من یک نفر را می شناسم؛ دو تا پسر خوب را گذاشت مدرسه که این ها وقتی بزرگ شدند، عصای دستش باشند. هر دو جزو منافقین شدند و رفتند. من هم آن دو تا پسر را دیده بودم. پدرشان هم مقدس بود. پسرهایش منافق بودند. نمی دانم حالا خبری از آنها دارند یا نه. خیلی آدم خوبها بچه هایشان منافق شدند. حتی بعضی از اهل علم. این دو نفری که گفتم، پدرشان روضه خوان و معمم است. دو پسرش دبیرستان علوی می رفتند. دیپلمه شدند. درس دانشگاه هم خواندند. رفتند بین منافق ها. پیروی کردند از افرادی که صد نار به درد این ها نمی خوردند.


از اهل بیت وقتی آدم دور شود، اینطور می شود. اهل بیت را رها نکنید. دنبال اهل بیت بروید. دنبال علمای خوب بروید. دنبال رفیق خوب بروید. پناه می بریم به خدا. «وَمَکَرُوا مَکْرًا کُبَّارًا...»؛ کسانی که مکر کردند، مکر بزرگ. حیله می کردند، شب ها مجالس سری داشتند، علیه پیغمبر اسلام حرف هایی می زدند. زمان ما هم بر علیه انقلاب مجالسی داشتند.


ماجرای اخراج قاتل شهید مطهری از مدرسه آیت الله مجتهدی

گروه فرقان، یک گروهی بودند. همین گودرزی که شهید مطهری را کشت، همین جا می آمد به نام طلبه اینجا درس می خواند. من از پیشانیش می فهمیدم که این خطرناک است. ولی چون انقلابی بود، می ترسیدم بیرونش کنم. می گفتم اگر من این را بیرون کنم بچه ها می گویند فلانی ضد انقلاب است که او را بیرون کرد. چون صورت ها انقلابی بود. یک روز، نمی دانم. چطور شد، عصبانی شدم؛ گفتم برو بیرون از این مدرسه، منافق! بیرونش کردم.


رفته بود پیش یکی از پیش نمازها از من شکایت کرده بود. آن پیش نماز هم انقلابی بود. داغ کرده بود و ناراحت شده بود که من ضد انقلابم که او را بیرون کردم. اما نمی دانست که آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام بیند. می فهمم که این یک روزی یک بلایی سر اسلام می آورد. گروه فرقان را تشکیل داد. یک دسته را هم طرفدار خودش کرد. آنها هم عوام و بی سواد. تشخیص دادند که شهید مطهری وجودش برای اسلام مضر است.


امام آنقدر که برای شهادت مطهری ناراحت شد، برای شهادت پسرش ناراحت نشد

امام چقدر ناراحت شدند، اینقدر که برای شهید مطهری ناراحت شدند برای پسرشان ناراحت نشدند. وقتی در نجف گفتند، آقا زاده شما حاج آقا مصطفی شهید شدند، فرمودند: «انّا لله و انّا الیه راجعون...» ولی شهید مطهری که از دنیا رفت، گریه کردند. فرمودند: شهید مطهری پاره تن من بود.


الآن کتاب های ایشان چقدر مفید است. من حتی از ضد انقلاب هم نشنیدم بگوید کتاب های شهید مطهری بد است. بالاجماع همه کتاب های ایشان را خوب می دانند. همه می گویند کتاب های شهید مطهری خوب است. مفید است. ما حجره مان نزدیک بود با ایشان. اهل فریمان مشهد بود. جوان بود63 سال پیش. مغنی درس می داد. در آن شبستان (45 سال پیش) یک ماه منبر رفت. مهندس‌ها و دکترها شنیده بودند، شهید مطهری اینجا منبر می رود. می آمدند پای منبرش. بعد از افطار من نماز می خواندم. ایشان منبر می رفت. آنوقت امثال گروه فرقان تشکیل شد.


با هر کسی هم نشین نشوید؛ چراکه
ای بسا ابلیس آدم رو که هست
پس به هر دستی نباید داد دست


آنهایی که گول این گودرزی را خوردند آنها هم بیچاره شدند. من با اینکه انقلابی بود فهمیدم که این باطنش خراب است. چیزی در پیشانی‌اش دیدم و فهمیدم. بعد از آن بعضی‌ها که فهمیده بودند. حتی آن پیش نماز ناز شست گفته بود! همان که ناراحت شده بود که من این را از مدرسه بیرونش کردم، همان گفته بود: عجب! فلانی قیافه شناس است. ما خیال کردیم که ایشان فرد انقلابی را بیرون کرده، نگو ضد انقلاب را بیرون کرده. بعدها که گودرزی را محاکمه و تیرباران کردند، فهمید که اشتباه کرده و حق را به جانب من داده بود.


الآن شما هم همین طور من گاهی بعضی را بیرون می کنم شما می گویید چرا؟ فلانی که خیلی عالی بود. نمی‌دانید عاقبتش چه می‌شود. عاقبتش دعا نویس می‌شود، مرشد می‌شود، درویش می‌شود، بعدها به مردم می‌گوید من مستجاب الدعوه‌ام. کلک می‌زند به مردم. من یکی را که بیرون می‌کنم، شماها می‌گویید بابا این امام سیزدهم بود، چرا بیرونش کردی؟


چرا مرحوم مجتهدی در جواب کسی که سوال کرد چند امام داریم، گفت سیزده امام

یک ضد انقلاب یک وقتی به من رسید ده بیست سال پیش، من نمی شناختمش. ریشش را هم تراشیده بود! دم میدان شهدا و میدان امام حسین و آنطرف ها گفت: آقا چند تا امام داریم؟ میخواهم تفریح کنیم یک کم بخندیم. من فهمیدم این ضد انقلاب است. می خواهد من بگویم دوازده تا بگوید پس چرا به امام(ره) می گویند امام. من بازاری ام. تا گفت: چند تا امام داریم؟ من گفتم سیزده تا، دیگر حرف نزد. فهمید من بازاری ام. فهمیدم که اگه بگویم دوازده تا گرفتار می شوم حالا باید به او بفهمانم که امام یعنی پیشوا. به امام موسی صدر هم می گفتند امام. به آیت الله بروجردی هم می گفتند امام. مثل اصطلاح آیت الله، در ممالک عربی به عالم می گویند امام. وگرنه ائمه اطهار دوازده تا هستند. این امام غیر آن امام است. این ضد انقلاب می خواست اذیت کند. من هم گفتم سیزده تا! یاد بگیرید. بازاری باشید. این ها فهم ندارند.


وَقَالُوا... و گفتند اشرار به اهل ایمان... بت های خودتان را رها نکنید... «لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ...» بت های خودتان را رها نکنید... «وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا ...» ود و سواع اسم بت هایشان بوده ... «وَلَا یَغُوثَ وَیَعُوقَ وَنَسْرًا...» این ها اسم بت است. ذکر خاص بعد از عام هست. یعنی بت‌های مخصوص و مهم را رها نکنید. خدای بزرگ داشتند، خدای کوچک داشتند.


«وَقَدْ أَضَلُّوا کَثِیرًا...» با این حرف‌هایشان خیلی مردم را گمراه کردند. اشرار و دشمن. خیلی از مردم آماده بودند برای اینکه ایمان به نوح بیاورند. «وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا ضَلَالًا...» کلام حضرت نوح است: خدایا برای ظالمین زیاد نکن مگر گمراهی... لذا بعد نفرین کرد و... «مِمَّا خَطِیئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا» که غرق شدند همه اهل دنیا مگر عده‌ای که به حضرت نوح ایمان آوردند و به کشتی سوار شدند. بقیه، تمام عالم را آب برد، این ها را هم همه را از بین برد. ما از نسل آن افرادی هستیم که سوار کشتی شدند.

انسان خیال زده به مرحله عقل نمی رسد

آیت الله جوادی آملی

انسان خیال زده به مرحله عقل نمی رسد

انسان خیال زده به مرحله عقل نمی رسد

حضرت آیت‌الله عبدالله جوادی آملی در درس اخلاق هفتگی خود که روز پنج شنبه در مؤسسه بین‌المللی علوم وحیانی اسراء برگزار شد، گفت: خداوند فرمود هیچ کس گناه نمی‌کند مگر این‌که با یک شرک مرموز و خفی همراه است،

«وَمَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُم بِاللَّهِ إِلَّا وَهُم مُّشْرِکُونَ» وقتی از امام معصوم(ع) سؤال می‌کنند که چگونه مؤمن مشرک می‌شود، فرمود همین که می‌گوید اگر فلانی نبود، هلاک می‌شدم، این یک نوع شرک ربوبی است، اگر فلان کس نبود این مشکل حل نمی‌شد، این یک شرک مستور است.

وی افزود: باید گفت خدا را شکر که به وسیله فلان شخص مشکل ما را حل کرد، هر چه هست مجاری فیض خداوند هستند و خدای سبحان با این مجاری به انسان احسان می‌کند، بنابراین هیچ موجودی در برابر خداوند نیست که بگوییم اول خدا و دوم فلان شخص، مقصود از شرک در این‌گونه موارد شرک عملی است.

مفسر برجسته قرآن کریم ادامه داد: در عهدنامه مالک اشتر آمده است که مبادا به جنگ خداوند بروی، در پایان سوره بقره از ربا به عنوان جنگ با خدا یاد شد، « فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ» یا آن‌که امنیت یک نظام را به هم می‌زند، آسایش مردم را با اسلحه‌کشی از میان می‌برد، او محاربه می‌شود، این محاربه که در جریان به هم زدن امنیت اجتماعی و ربا که امنیت اقتصادی را به هم می‌زند، گناه جنگ با خدا خوانده شده است، تنها ربا و اسلحه‌کشیدن جنگ با خداوند نیست، گناهان دیگر نیز همین‌طور است، در این عهدنامه وظیفه همه مخصوصا مسؤولان را مشخص می‌کند که گناه جنگ با خداوند است، مبادا به جنگ با خداوند مبادرت کنید.

* اگر انسان بدنی فکر کند، هیچ دردی بالاتر از مرگ نیست

وی با بیان این‌که معصیت عالما عامدا صورت می‌گیرد، اظهار داشت: یک وقت کسی خلاف دستور شرع انجام می‌دهد، منشأ این مخالفت جهل به موضوع یا جهل به حکم، سهو به موضوع سهو به حکم، غفلت از موضوع یا غفلت از حکم است، اگر کسی غافل یا ساهی باشد بر اساس حدیث رفع معصیت نکرده است، اما وقتی معصیت صورت می‌گیرد که اکراه و اضطراری نباشد و عمد در کار باشد، می‌گوید خدایا من می‌دانم این کار حرام است اما انجام می‌دهم، هیچ گناهی نیست مگر این‌که در درون او شرکی نهفته است.

مفسر برجسته قرآن کریم با اشاره به این‌که جنگ با خدا تنها موضوع امنیت اقتصادی و امنیت اجتماعی را بر هم زدن نیست، ادامه داد: در واقع هر کسی دارد گناه می‌کند به جنگ با خداوند برخاسته است، این خطر خدای ناکرده اگر درمان نشود، بعید است انسان بتواند در خطرات مرگ با ایمان بمیرد، چون مسأله مرگ یک امر عادی نیست، هیچ بیماری دردش به اندازه درد مرگ نیست، معنای مرگ این است که انسان در حالی که زنده است و از تمام بدن او از انگشت تا مغز این روح در حال حیات کنده می‌شود، چه دردی از این بالاتر است.

وی بیان کرد: ما وقتی مقداری گوشت دست را می‌چینیم درد می‌آید، زیرا زنده‌ای را می‌خواهیم بی‌روح کنیم، اگر آمپول تزریق نکردند و دندان را خواستند بکشند، درد می‌آید، زیرا می‌خواهند زنده‌ای را بی‌روح کنند، همین مرگ پردرد برای مؤمن بالاترین لذت است، زیرا انسان با مشاهده اهل‌بیت(ع) از تمام بدن خود غافل است، وقتی توجه انسان از بدن گرفته شود، اگر بدن او پاره پاره شود، نمی‌فهمد، روح توجه ندارد، با مشاهده اهل‌بیت(ع) و روی کردن اولیا انسان از تمام بدن غفلت می‌کند، وقتی انسان از بدن غافل باشد توجهی به بدن ندارد، لذا هیچ لذتی برای مؤمن به اندازه مرگ نیست، اما اگر انسان بدنی فکر کند و بدنی بمیرد هیچ دردی بالاتر از مرگ نیست.

- گناه جنگ با خدا است

استاد عالی حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: مگر تامه مرگ چیز آسانی است، انسان یک بیماری می‌گیرد و در اثر سختی‌های بیماری بسیاری از چیزها را فراموش می‌کند، این بدیهیات دین باید برای انسان ملکه شود، برای این است که این ملکه شود و از یادمان نرود سفارش تکرار کردن آن را به ما داده‌اند، در نماز در تشهد یاد اهل‌بیت(ع)، نمازهای پنج‌گانه بدیهیات دین را تکرار می‌کنیم، بدیهی‌ترین بدیهیات اسلام را در قبر از ما سؤال می‌کنند، خیلی‌ها یادشان نیست، برخی‌ها بعد از مدت‌های عذاب می‌گویند، تازه می‌فهمند که پیامبر من کسی است که قرآن بر او نازل شد.

وی گفت: ما همچون نبردی مانند مرگ را در پیش داریم، گناه جنگ با خدا است، مخصوصا ین امر برای مسؤولان قابل توجه است، زیرا آنان کسانی هستند که باید حقوق مردم را استیفا کنند، زیرا وقتی که امام علی(ع) عهدنامه مالک را نوشت، مالک دارای مسؤولیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود، از ما از شکیات نماز و از تعداد رکعت‌های نماز ظهر نمی‌پرسند، نماز صبح چند رکعت است و نماز ظهر چند رکعت است نمی‌پرسند، می‌پرسند دین شما چیست، این بدیهی‌ترین سؤال ها است، این که در تلقین این موارد را تذکر می‌دهند برای این‌که از یادش رفته است، یادش بیاید.

* انسان با سوء اختیار خود زمینه دگرگونی نعمت‌ها را فراهم می‌کند

حضرت آیت‌الله جوادی آملی در ادامه به قرائت بخشی از عهدنامه مالک اشتر پرداخت و گفت: اگر به زیردستی عفوی کردی پیشیمان نباش و مبادا اگر کسی را تنبیه کردی خوش‌حال باشی، مبادا بگویی من ازطرف علی‌بن‌ابیطالب مأمور هستم و آمر شما هستم و شما باید مطیع من باشید، با خودت دغل بازی نکن، آن روح طیب و طاهر را که خداوند به تو داد با آن دغل بازی نکن، خداوند فرمود ما نعمتی که دادیم هرگز نمی‌گیریم مگر این‌که خود انسان با سؤ اختیار خود وسیله دگرگونی نعمت را فراهم کند، « بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَیٰ قَوْمٍ حَتَّیٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» نعمت‌های خداوند ابتدایی است.

وی خاطرنشان کرد: وجود مبارک حضرت امیر به مالک فرمود: بدرفتاری با مردم زمینه تغییر نعمت را فراهم می‌کند، اگر اقتدار تو را گرفت مبادا خیال بافی کنی، در قرآن عاقلان را ستود و مختال‌ها را مذمت کرد، مختال باب افتعال است، مختال یعنی انسان خیال‌باف و خیال‌زده، من این مقام را دارم و من این سمت را دارم، این مختال است و نه عاقل، اگر یک وقت خیال‌زده شدید، بدان که خداوند فرمود ما انسان مختال را دوست نداریم، انسان خیال زده به مرحله عقل نمی‌رسد، اگر همچو مقامی را احساس کردی، به یاد خداوند باش، خالقت از تو بالاتر است.

استاد عالی حوزه علمیه قم ابراز داشت: امام علی(ع) به مالک فرمود خود را در برابر خداوند قرار نده، کسی که معصیت کند، خود را هم سطح خدا قرار داده است، انسان مختال عزیز بی‌جهت است، وقتی عزیز بی‌جهت شد در قیامت ذلیل باجهت می‌شود، اگر کسی از راه گناه عزیز شد، عزت او بی‌جهت می‌شود و ذلتش باجهت است، قیامت ظرف ظهور حقیقت است و این مطلب در روز قیامت ظهور می‌کند، انصاف را رعایت کن و خود و بستگانت را مقدم ندار، بگذار با دست پاک بمیری، اعضا و جوارح انسان لشکریان خداوند هستند، خداوند اگر بخواهد کسی را بشکند از همین لشکرها استفاده می‌کند، انسان یک حرفی می‌زند، رسوا می‌شود، جایی می‌رود یا نامه‌ای را امضا می‌کند که او را رسوا کند.

اساس اسلام مبتنی برفرهنگ است


آیت‌الله مکارم‌شیرازی

اساس اسلام مبتنی برفرهنگ است

اساس اسلام مبتنی برفرهنگ است

آیت‌الله مکارم‌شیرازی تأکید کرد: دشمن به اهمیت مسایل فرهنگی پی برده و می‌داند که اساس اسلام بر فرهنگ و تفکر است؛ از این رو تلاش می‌کند با ایجاد فرقه‌های ضاله و انحرافی آموزه های دینی را به انحراف بکشد.

به گزارش  راسخون به نقل از خبرگزاری تقریب ، حضرت آیت‌الله مکارم‌شیرازی، عصر روز پنج شنبه در دیدار اعضای کمیسیون‌های فرهنگی اجتماعی کلان‌شهرها و مراکز استان‌ها با ابراز خرسندی از توجه مسئولان و دلسوزان به عرصه فرهنگ، گفت: باید با جدیت در این عرصه وارد شد و با شناسایی نیازها آنها را برطرف کرد.

وی با بیان این‌که برای موفقیت در فعالیت‌های فرهنگی باید با اهداف رسالت پیامبران آشنا شده و بر اساس آن اقدام کرد، افزود: از جمله اهدافی که در قرآن بیان شده است نجات دادن مردم از گمراهی آشکار به وسیله آموزش و پرورش است.

آیت الله مکارم شیرازی گفت: این که پیامبر اسلام‌(ص) حکومت دینی تشکیل دادند در راستای آموزش و پرورش بود، همان‌گونه که ما برای آموزش و پرورش و ترویج تعالیم دینی نیازمند حکومت اسلامی هستیم.

وی هدف بعثت پیامبران را ترویج عدالت در جامعه دانسته و اظهار داشت: حکومت اسلامی باید مردم را به گونه‌ای تربیت کند که بدون سیستم قضایی انتظامی مجری عدالت در جامعه باشند.

این مرجع تقلید با بیان این‌که پیامبر اسلام‌(ص) مخالفان خود را به تفکر دعوت می‌کرد، یادآور شد: تفکر، اساس کار فرهنگی است؛ بنابراین ما نیز برای موفقیت در کارهای فرهنگی، باید با تفکر و تعقل عمل کنیم.

وی حرکت شوراهای اسلامی شهر و شهرداری‌ها در مسیر ترویج مسایل فرهنگی در جامعه را تحول و بشارت توصیف کرد و گفت: در گذشته این گونه فکر می‌شد که کار شهرداری‌ها تنها توسعه و آبادانی شهرها است؛ در حالی که بدون عمران و آبادانی فرهنگی نمی‌توان به عمران شهرها دست یافت.

آیت‌الله‌ مکارم‌شیرازی خاطرنشان کرد: سیستم قضایی هم باید کار فرهنگی انجام دهد تا پیش از مجازات افراد مجرم، از بروز جرم جلوگیری شود.

وی اهمیت مسایل فرهنگی را دلیلی بر ورود دشمنان در این عرصه دانسته و تصریح کرد: دشمن به اهمیت مسایل فرهنگی پی برده و می‌داند که اساس اسلام مبتنی بر فرهنگ و تفکر است؛ از این رو تلاش می‌کند با ایجاد فرقه‌های ضاله و انحرافی چون وهابیت، بهائیت و صوفی‌گری، آموزه های دینی را به انحراف بکشد.

این مرجع تقلید با بیان این‌که استکبار در این عرصه کوتاه نخواهد آمد و تلاش خود را افراد به طور همه جانبه انجام می‌دهد تا افراد نسبت به آموزه‌های ناب اسلام و فرهنگ انقلاب و امور سیاسی بی‌تفاوت شوند، افزود: البته نباید فعالیت‌های دشمن ما را مایوس کند و در برابر آنها منفعلانه عمل کنیم؛ زیرا اسلام و فرهنگ اهل‌بیت‌(ع) به اندازه‌ای غنی است که می‌تواند به راحتی بر آنها غلبه یابد.


وی با بیان این‌که دشمنان تلاش می‌کنند که ابتدا با القاء شبهات اعتقادی، ایمان جوانان را سست کرده و در ادامه آنها را به انحرافات اخلاقی بکشاند، تاکید کرد: ما باید در مقابل تهاجم دشمن ابتدا به شبهات پاسخ داده و پس از آن جوانان را به لحاظ اخلاقی واکسینه نماییم.

آیت‌الله مکارم شیرازی خاطرنشان کرد: زمانی که مردم سراسر جهان می‌بینند که دشمنان تشیع بدون هیچ منطقی، با انجام عملیات‌ انتحاری در مساجد، بیمارستان‌ها و ... مردم بی‌گناه را به خاک و خون می کشند و در طرف مقابل هیچ شیعه‌ای چنین اقدامی را انجام نمی‌دهد، به باطل بودن آنها و حقانیت تشیع پی می‌برد.

گفتاری اجمالی درباره "جن" - علامه طباطبایی

گفتاری اجمالی درباره "جن" - علامه طباطبایی

گفتاری اجمالی درباره

کلمه (جن ) به معناى نوعى از مخلوقات خداست که از حواس ما مستورند، و قرآن کریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق کرده، و در آن باره مطالبى بیان کرده :

راسخون به نقل از انتخاب:
شفقنا  – علامه طباطبایی – المیزان – ذیل آیات سوره مبارکه جن
گفتارى پیرامون جنّ
آنچه درباره جنّ در آیات قرآن آمده است
کلمه (جن ) به معناى نوعى از مخلوقات خداست که از حواس ما مستورند، و قرآن کریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق کرده، و در آن باره مطالبى بیان کرده :
اول اینکه : این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.
دوم اینکه : این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده اند، همچنان که نوع بشر از جنس خاک خلق شده اند، و در این باب فرموده : (و الجان خلقناهم من قبل من نار السموم ) .
سوم اینکه : این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند، و در این باب فرموده : (اولئک الذین حق علیهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس ).
و چهارم اینکه : این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تکاثر دارند، و در این باره فرموده : (و انه کان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن ) .
پنجم اینکه : این نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است، و علاوه بر این، کارهایى سریع و اعمالى شاقه را مى توانند انجام دهند، که از نوع بشر ساخته نیست ، همچنان که در آیات مربوطه به قصص سلیمان (علیه السلام) و اینکه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه شهر سبا آمده است.
ششم اینکه : جن هم مانند انس مؤمن و کافر دارند، بعضى صالح و بعضى دیگر فاسدند، و در این باره آیات زیر را مى خوانیم (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، انا سمعنا قرانا عجبا یهدى الى الرشد فامنا به )، (و انا منا المسلمون و منا القاسطون )، و (انا منا الصالحون، و قالوا یا قومنا انا سمعنا کتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم یا قومنا اجیبوا داعى الله )، و آیات دیگرى که به سایر خصوصیات جنیان اشاره مى کند.
از کلام خداى تعالى استفاده مى شود که ابلیس از طایفه جن بوده، و داراى فرزندان و قبیله اى است، چون در قرآن مى خوانیم : (کان من الجن ففسق عن امر ربه )، و نیز مى خوانیم : (افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونى )، و نیز مى خوانیم : (انه یریکم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ).

درباره یک پیام خبرساز/مسیحیان و یهودیان هم رجعت می‌کنند؟

درباره یک پیام خبرساز/مسیحیان و یهودیان هم رجعت می‌کنند؟

درباره یک پیام خبرساز/مسیحیان و یهودیان هم رجعت می‌کنند؟ رجعت در ادبیات شیعه چه معنایی دارد؟ چه افرادی رجعت خواهند کرد؟ آیا مسیحیان و یهودیان نیز رجعت می کنند؟ آیا بازگشت حضرت عیسی (ع) نیز نوعی رجعت است؟

به گزارش  راسخون به نقل ازجهان، رجعت در لغت به معنى بازگشت و در اصطلاح به معنى «بازگشت گروهى از مومنان خالص و عده اى از کفار و منافقان فاجر محض پیش از قیامت و بعد از ظهور امام زمان علیه السلام به این جهان» است.

بنابر نقل علامه مجلسی و به تصریح سید­مرتضی، شیعه امامیه بر آن است که خداوند در زمان ظهور حضرت­مهدى­(عج)، گروهى از مومنان را بر مى­ انگیزد تا از ظهور دولت حق بهره برده و به ثواب نصرت و یارى آن حضرت نائل گردند و نیز گروهى از دشمنان را برگردانده تا از آنان انتقام گرفته­ شود و مومنان از آن و ظهور دولت حق و برتری اهل حق خشنود شوند.[1]

اعتقاد به رجعت از باورهای ضروری و ‏تردید ناپذیر شیعه است [ حسینی، سید عبدالله؛ داستانهائى از بازگشت ائمه علیهم السلام به این دنیا، بی­تا، ص4؛] که بر آیات متعدد قرآن و احادیث معصومین(علیهم السلام) استوار می­ باشد. علامه مجلسی بیش از 200 روایت در این رابطه آورده است.[2]

بنابر روایات، رجعت از روزهای بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ایام الله» [= روزهای خدا] یاد شده است؛

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «ایام الله سه روز است: روز قیام قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) روز رجعت و روز قیامت.[3] »

امام صادق(علیه السلام) فرمود:«از ما نیست کسی که به رجعت ما ایمان نداشته باشد.»[4]

آثار متعددی تا کنون درباره رجعت به رشته تحریر درآمده که برای نمونه و مطالعه بیشتر علاقه مندان می توان به کتاب رجعت علامه مجلسی، الشیعه و الرجعه نوشته مرحوم آیت الله طبسی، دوره شکوهمند رجعت حجه الاسلام محمدرضا اکبری و رجعت نوشته حجه السلام محمدرضا ضمیری اشاره کرد.

فلسفه وقوع رجعت

بطور­کلی رجعت کنندگان به دو دسته تقسیم می­شوند:

1. انسانهائی که نهایت ایمان را درک نموده ­اند بطوریکه لیاقت حضور در دولت حق و جهانی را دارند. این عده یا در حکومت جهانی منجی بشریت به عزت دنیایی نیز می­ رسند و یا اینکه در جهت استقرار حکومت جهانی حق به فوز شهادت نائل می­ شوند.

2. کفار و دشمنانی که گناهان و صدمات بی­ شماری را به اهل ایمان وارد کرده­ اند و در کفر و نفاق به نهایت خود رسیده باشند. این عده مجازات و حدود الهی را بعد از قیام جهانی منجی و قبل از عذاب قیامت دریافت می­ کنند.[5]

با توجه به اینکه رجعت جنبه همگانى ندارد و مختص به رهبران اصلی هدایت و کفر و پیروان خاص ایشان در بحبوحه سرنوشت سازترین زمانها یعنی آخرالزمان صورت می­ گیرد، دلیل وقوع رجعت را اینگونه می­توان بیان کرد:

مظلومیت معصومین(علیهم السلام) و مومنان حقیقی به حدی بوده است که باید برای دفاع از آن به این دنیا باز گردند.

1. تحقق وعده الهی در پیروزی نهائی مستضعفین.

2. توفیق خداوند به مومنان حقیقی برای برپائی حکومت عدل جهانی.

3. کفر و عناد دشمنان اصلی و پایه­گزاران موثر در انحراف بشریت به حدی است که باید به جهانیان معرفی شده و مجازات شوند.

4. نشان دادن بطلان و هدررفتن تمام فعالیتهای مشرکانه و منافقانه به سران آن.

5. انتقام از ظالمین خاصی مثل یزید و اصحابش و چشیدن عذاب دنیائی قبل از عذاب آخرت.[6]

مراحل رجعت

1. رجعت مقدماتی و محدود

در این مقطع که به آستانه ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد جمعی از یاران امام زمان علیه السلام ظهور می کنند که حلقه 313 نفری فرماندهان عصر ظهور را تشکیل می دهند. در ابن دوره غیر از اینان فرد دیگری چه از خوبان و بدان رجعت نمی کند

2. دوره رجعت

در این دوره که صدها سال پس از ظهور امام زمان علیه السلام و با پایان یافتن حکومت آن امام همام علیه السلام رخ می دهد، رجعت عمومی رجعت کنندگان اتفاق می افتد . علی بن ابراهیم با سندی صحیح از امام صادق (ع ), روایت می کند که فرمود: و لا یرجع الا من محض الایمان محضا او محض الکفر محضا: بازنمی گردد جز کسانی که خالصا ایمان آورده یا کفر ورزیده اند.[7]

به تصریح روایات این دوره با رجعت سیدالشهدا علیه السلام برای غسل دادن امام زمان علیه السلام آغاز می شود. امام­ صادق علیه السلام می­فرماید: نخستین کسی که زمین برای او شکافته می­شود و ‏روی زمین باز می­گردد، حسین بن علی علیه السلام است و به قدری حکومت می­کند که از کثرت ‏سن ابروهایش روی دیدگانش می­ریزد[8]

در تفسیر عیاشی ذیل آیه شریفه «ثم رددنا لکم الکره علیه» از امام­ صادق علیه السلام نقل ‏شده ­است که: مقصود از زنده شدن دوباره امام­ حسین علیه السلام و هفتاد نفر از اصحابش در عصر ‏امام ­زمان علیه السلام است، در حالی که کلاه­خودهای طلایی بر سر دارند و به مردم رجعت و ‏زنده شدن دوباره حضرت حسین علیه السلام را اطلاع می دهند تا مومنان به شک و شبهه نیفتند ‏و این در حالی است که حضرت مهدی علیه السلام در میان مردم است.‏ هنگامی که همه مومنان، امام ­حسین علیه السلام را شناختند و تأیید کردند که او حسین علیه السلام ‏است، رحلت حضرت مهدی علیه السلام فرا خواهد رسید. آنگاه امام ­حسین علیه السلام وی را غسل و کفن و حنوط می کند.[9]

رجعت کنندگان

براساس روایات، گروه پیامبران(علیهم السلام)، امامان معصوم(علیهم السلام)، مؤمنان خالص و نیز کفار خالص، جزء کسانی اند که در زمان رجعت، به این دنیا باز می‌گردند:

الف) روایاتی که بطور عام از بازگشت پیامبران و ائمه (علیهم السلام) سخن به میان آورده اند مثل کلام امام صادق(علیه السلام) در تفسیر آیه إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِینَ آمَنُوا فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیوْمَ یقُومُ الْأَشْهَاد. حضرت فرمود: به خدا سوگندد این آیه در زمان رجعت عملی خواهند شد آیا نمی‌دانید که پیامبران(علیهم السلام) در دنیا یاری نشدند و کشته شدند و نیز ائمه(علیهم السلام) کشته شدند اما این یاری و پیروزی در رجعت تحقق خواهند یافت.[10]

ب) روایاتی که با ذکر عدد، رجعت انبیاء را یاد آور شده است. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: هنگامی که امام حسین(علیه السلام) همراه با یاران شهیدش رجعت می‌کنند، هفتاد نفر از پیامبران نیز با او رجعت می‌نمایند چنانکه با موسی بن عمران هفتاد نفر از پیامبران همراه بودند.[11]

ج) روایاتی که بطور خاص از رجعت بعضی از پیامبران و امامان(علیهم السلام) با ذکر نام آنان، سخن به میان آورده‌اند.امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید: «همانا دانیال و یونس(علیهما السلام) هر دو در زمان رجعت امیرالمؤمین(علیه السلام) به دنیا باز می‌گردند و اقرار به رسالت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) می‌نمایند و همراه آنان هفتاد نفر برانگیخته می‌شوند.».[12]

امام زین العابدین(علیه السلام) می‌فرماید: «یرجع الیکم بینکم و امیرالمؤمنین و الائمه[13]؛ پیامبر شما و امیرالمؤمنین و امامان معصوم(علیه السلام) به سوی شما مجدداً باز می‌گردد.

د) روایاتی که از بازگشت افراد صالح از امت‌های گذشته و امت اسلام، خبر داده‌اند. براساس این روایات که عناوین رجعت­کنندگان البته چندان قطعی به نظر نمی­رسد از میان امت‌های پیشین رجعت اصحاب کهف و مؤمن آل‌فرعون نام برده شده است. همچنین از میان اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه(علیهم السلام) افرادی مثل: سلمان فارسی، مقدار، مالک اشتر، ابو دجانه انصاری، مفضل بن عمر، عبدالله بن شریک عامری، اسماعیل بن جعفر(علیه السلام)، حارث، عقیل، جبیر و... نام برده شده است.[14]

گروهى از یاوران حضرت بقیه‌الله (عج) زنانى هستند که خداوند به برکت ظهور امام زمان (عج) آنها را زنده خواهد کرد و بار دیگر به دنیا رجعت خواهند کرد.

در منابع معتبر اسلامى نام سیزده زن یاد مى‌شود که به هنگام ظهور قائم آل محمد (صلى الله علیه و آله وسلم) زنده خواهند شد و در لشکر امام زمان(عج) به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بیماران خواهند پرداخت.

طبرى در دلائل الامامه، از مفضل بن عمر نقل کرده که امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلى الله علیه و آله وسلم) سیزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه کارى مى‌خواهد؟ فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بیماران را به عهده خواهند گرفت. عرض کردم: نام آنها را بفرمایید. فرمود: قنواء، دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیه، سمیه، مادر عمار یاسر، زبیده ام خالد احمسیه، ام سعید حنفیه، صیانه ماشطه، ام خالد جهنیه.[15]

همان طور که مشاهده می شود در هیچیک از روایات یاد شده صحبتی از رجعت پیروان ادیان غیر از اسلام بعد از ظهور اسلام به چشم نمی خورد.

و اما بازگشت مسیح علیه السلام

حضرت مسیح علیه السلام بنابر اعتقاد همه مسلمان اعم از شیعه و سنی نه به صلیب کشیده شد و نه اورا کشتند بلکه خداوند او را به آسمان برد و از آن زمان تا کنون زنده است و پس از ظهور حضرت مهدی علیه السلام به زمین بازخواهد گشت.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

- «حضرت عیسى(علیه السلام) نازل مى شود، امیر مسلمانان حضرت مهدى(علیه السلام)مى فرماید: بفرما براى ما نماز بخوان.

عیسى(علیه السلام)مى فرماید: برخى از شما بر برخى دیگر امیر هستید و این لطف و کرامّت خداوند بر این اُمّت است».

«حضرت مهدى و حضرت عیسى(علیهما السلام) اجتماع مى کنند، چون وقت نماز فرا مى رسد حضرت مهدى(علیه السلام) خطاب به حضرت عیسى(علیه السلام)مى فرماید: بفرمایید جلو ـ براى اقامه نماز . - حضرت عیسى(علیه السلام) مى فرماید: شما براى نماز شایسته تر هستید، آنگاه حضرت عیسى اقتدا مى کند و نماز را پشت سر او مى خواند».

به استناد روایاتی که در کتابهایی مانند مهدی منتظر علیه السلام نوشته آیت الله خراسانی، عصر ظهور نوشته حجه الاسلام علی کورانی دسته بندی و مرتب شده اند به خوبی می توان مشاهده کرد بازگشت حضرت مسیح علیه السلام چندماه بعد از ظهور امام زمان علیه السلام رخ می دهد و به هنگامیست که در کنار دریاچه طبریه با سپاه سفیانی رودرو می شود. از این بازگشت هرگز تعبیر به رجعت نشده است چون رجعت تنها درباره آنها مصداق می یابد که یکبار مرگ را تجربه کرده باشند.

علاوه بر آن، بازگشت حضرت مسیح علیه السلام به تصریح تمام روایات تنهاست و در هیچ روایتی صحبت از بازگشت دیگر افراد به همراه این پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به میان نیامده است.

جمع بندی و خلاصه مطالب

1. رجعت تنها برای مؤمنان و کافران محض اتفاق می افتد.

2. تنها خداوندمتعال و اولیا علیهم السلام از اسامی رجعت کنندگان اطلاع کنند و اطلاعات ما حتی با استفاده از روایات در این رابطه بسیار محدود و اجمالی است.

3. بازگشت و نه رجعت حضرت مسیح علیه السلام چندماه بعد از ظهور و آغاز قیام امام زمان علیه السلام و به تنهایی است.

4. دوره رجعت با وفات امام عصر علیه السلام و رجعت امام حسین علیه السلام آغاز می شود و بقیه رجعت کنندگان بعد از ایشان رجعت می کنند.

5. هیچ مسیحی و یهودی ای که اسلام را نپذیرفته باشد، رجعت نخواهد کرد.

*دکتر حمید محمدی صبور؛ دکترای تاریخ و تمدن اسلام

منابع و مآخذ

[1] . بحار الانوار ، ج53، ص138.
[2] . بحارالانوار, ج 53, ص 39ـ144.
[3] . بحارالانوار، ج53، ص 63، ح53,
[4] . بحارالانوار،ص92، ح101,
[5] . بحارالانوار،، ج 25،ص 6 و ج 53، ص56.
[6] . تفسیر العیاشی، تهران، ،ج2، ص 282 و بحارالانوار، ج53، 105و13 - ج22،ص 239
[7] . اثباه الهداه، ج7، ص62-103.
[8] . بحارالانوار ،ج 53،ص 39 و44.
[9] . تفسیرعیاشى، ج1، ص281.
[10] . معجم احادیث الامام المهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ج5، ص384.
[11] . همان، ج3، ص89.
[12] . بحارالانوار، ج53، ص62.
[13] . معجم احادیث الامام المهدی، ج5، ص327.
[14] . بحارالانوار ج 53،ص 61 و 105و108؛الشیعة والرجعة، ج1، ص158، چشم اندازی به حکومت حضرت مهدی(علیه السلام)، ص95.
[15] . دلائل الامامه، ص260.

آشنایی با شعور حیوانات

آشنایی با شعور حیوانات

آشنایی با شعور حیوانات

 بر اساس حکمت و مبانی دین اسلام تمامی موجودات عالم هدفمند خلق شده‌اند و بر اساس همین آموزه‌ها حیوانات به عنوان تشکیل دهنده بخش عظیمی از موجودات آفرینش دارای ویژگی‌هایی هستند.

به گزارش راسخون به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران ایسنا، آیه 38 از سوره «انعام» در مورد این موضوع سخن می‌گوید که در ادامه به متن، ترجمه و بخشی از مفاهیم مرتبط با آن پرداخته می‌شود:

متن آیه:

«وَمَا مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا طَائِرٍ یَطِیرُ بِجَنَاحَیْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثَالُکُمْ ۚمَا فَرَّطْنَا فِی الْکِتَابِ مِنْ شَیْءٍ ۚثُمَّ إِلَیٰ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ»

ترجمه آیه:

"هیچ جنبنده‌ای در زمین و هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، نیست مگر اینکه امت‌هایی همانند شما هستند. ما هیچ چیز را در این کتاب، فرو گذار نکردیم، سپس همگی به سوی پروردگارشان محشور می‌گردند."

قرآن توجه خاصی به زندگی حیوانات دارد و از یادآوری خلقت، شعور و صفات آنها در راه هدایت مردم استفاده می‌کند:

«و فی خلقکم و ما یبث من دابة آیات لقوم یوقنون»(جاثیه آیه 4)

"و در آفرینش خودتان و آنچه از (انواع) جنبنده‌(ها) پراکنده می‌گرداند، برای مردمی که یقین دارند نشانه‌هایی است."

در روایات و تجارب انسانی هم نمونه‌های فراوانی درباره‌ی شعور و درک حیوانات به چشم می‌خورد و برای یافتن شباهت‌ها و آشنایی با زندگی حیوانات، باید اندیشه و دقت داشت.«امم امثالکم»

از آیات و روایات و تجارب برمی‌آید که شعور، ویژه انسان نیست. از جمله:

1- حضرت سلیمان(ع) همراه با سپاهیانشان از منطقه‌ای عبور می‌کردند، مورچه‌ای به سایر مورچگان گفت: "فوری به خانه‌هایتان بروید، تا زیر پای ارتش سلیمان له نشوید."(سوره «نمل» آیه 18)

شناخت دشمن، جزو غریزه‌ی مورچه است، ولی اینکه می‌فهمد این شخص نامش سلیمان و همراهانش ارتش اویند، این بالاتر از غریزه است.

2- هدهد در آسمان از شرک مردم زمینی مطلع شده و نزد سلیمان(ع) گزارش می‌دهد که مردم منطقه‌ی "سبأ"، خداپرست نیستند، آنگاه ماموریت ویژه‌ای می‌یابد، شناخت توحید و شرکت و زشتی شرک و ضرورت گزارش به سلیمان پیامبر(ع) و ماموریت ویژه‌ی پیام‌رسانی، مساله‌ای بالاتر از غریزه است.

3- این که هدهد در جواب بازخواست حضرت سلیمان(ع) از علت غایب بودنش عذری موجه و دلیلی مقبول می‌آورد، نشانه‌ شعوری بالاتر از غریزه است.

4- اینکه قرآن می‌گوید:

"همه موجودات، تسبیح‌گوی خدایند ولی شما نمی‌فهمید"، (سوره «اسراء» آیه 44) تسبیحی تکوینی نیست، زیرا آن را ما می‌فهمیم، پس قرآن تسبیح از نوع دیگری را می‌گوید.

5- در آیات قرآن، سجده برای خدا، به همه موجودات نسبت داده شده است:

«ولله یسجد ما فی‌السموات و ما فی‌الارض»(«نحل» آیه 49)

"تمام آنچه در آسمانها و زمین از جنبندگان وجود دارد، و همچنین فرشتگان، برای خدا سجده می‌کنند"

6- پرندگان در نمایش نظامی حضرت سلیمان(ع) شرکت داشتند:

«و حشر لسلیمان جنوده من الجن و الانس و الطیر»(«نمل» آیه17)

7- حرف زدن پرندگان با یکدیگر و افتخار حضرت سلیمان(ع) به اینکه خداوند، زبان پرندگان را به او آموخته است. «علمنا منطق الطیر»(«نمل» آیه16)

8- آیه:

«و اذا الوحوش حشرت»(سوره «تکویر» آیه 5) محشور شدن حیوانات را در قیامت مطرح می‌کند.

9- آیه‌ «و الطیر صافات کل قد علم صلاته و تسبیحه»(سوره «نور» آیه 41) نشانه‌ی شعور و عبادت آگاهانه‌ی حیوانات است.

10- وجود وفا در برخی حیوانات، از جمله سگ نسبت به صاحبخانه و فرزندانش.

11- تعلیم سگ شکاری و سگ پلیس برای کشف قاچاق، یا خرید جنس، نشانه‌ی آگاهی خاص آن حیوانات است.

12- اسلام از ذبح حیوانات در برابر چشم حیوان دیگر، نهی کرده است که این نشانه شعور حیوان نسبت به ذبح و کشتن است.



منابع:

کتاب دقایقی با قرآن، تالیف حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی، ناشر: مرکز فرهنگی درس‌هایی از قرآن، نوبت چاپ پانزدهم زمستان سال 1390

پایگاه تخصصی ترجمه قرآن کریم wwwmaarefqurannet (ترجمه آیت‌الله مکارم شیرازی)

قرآن باید روح حاکم بر تمام عرصه های زندگی باشد

حجت الاسلام محمدی در مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات قرآنی

قرآن باید روح حاکم بر تمام عرصه های زندگی باشد

قرآن باید روح حاکم بر تمام عرصه های زندگی باشد معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی با اشاره به حضور کمرنگ بخش قرآنی تمام خبرگزاری ها و مطبوعات کشور گفت: قرآن روح حاکم بر تمام عرصه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است.

به گزارش راسخون به نقل از خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام حمید محمدی، معاون قرآن و عترت وزیر فرهنگ وارشاد اسلامی با اشاره به حضور کمرنگ خبرگزاری ها و مطبوعات غیر تخصصی قرآن در عرصه قرآنی در مراسم اختتامیه جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های قرآنی موسوم به آیات گفت: متأسفانه در بخش خبرگزاری ها شاهد حضور تعداد کمی از این رسانه ها چون خبرگزاری شبستان، فارس و ایکنا در حوزه قرآن هستیم حال آنکه مضامین و محتوای این کتاب الهی راهگشای تمام عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده و حتی مطبوعات و خبرگزاری های ورزشی و سیاسی و بخش های مختلف عرصه اجتماعی کشور باید دارای حوزه انعکاس اخبار و رویدادهای قرآنی باشند.

وی افزود: با توجه به اینکه قرآن اساس نظام جمهوری اسلامی ایران است و قانون اساسی ما بر آن تصریح دارد جایگاه آن به ویژه در حوزه رسانه ای باید والاتر باشد. همچنین رسانه های شنیداری، رسانه های فضای مجازی وحتی مکتوب باید بخشی را به امور قرآنی اختصاص دهند و اینکه به حضور چند شبکه قرآنی و یا خبرگزاری اختصاصی قرآنی کشور اکتفا کنیم در نظام جمهوری اسلامی ایران که دایه تحقق آرمان های قرآنی دارد حرفی ناصحیح است.


وی با اشاره به اهم اهداف برگزاری جشنواره مطبوعات و خبرگزاری های قرآنی خاطرنشان کرد: این جشنواره یک تصویر واقعی از نقاط ضعف و قوت خبرگزاری ها در عرصه قرآنی نشان می دهد. باید تمام خبرگزاری ها نقطه انس با قرآن را فرهنگ سازی کنند تا با حرکت رو به جلو آموزه های قرآنی در جامعه فراگیر شود.
وی افزود: اگر رسانه های نتوانند به جایگاه اصلی خود دست یابند مثل یک زبان که ناکارامد است باعث اختلال در اهداف سایر اعضای بدن می شوند. همچنین رسانه ها با ایفای نقش صحیح خود می توانند دافع سیئات و جاذب حسنات باشند و هرچه ظرفیت عظیم رسانه ای را در خدمت مضامین الهی قرار دهیم می توانیم ترسیم گر جایگاه حقیقی معارف الهی باشیم.

حجت الاسلام محمدی تصریح کرد: جایگاه رسانه خاص بوده و قرآن به عنوان یک ابر رسانه و تأمین کننده تمام نیازمندی های انسانی اگر نقطه نهایی در فعالیت های رسانه ای تمسک به قرآن و انس با مضامین والای الهی باشد کلیه فعالیت ها در حوزه آموزش عمومی قرآن با ابزارهای رسانه ای قابل تحقق است.
وی عنوان کرد: بزرگ ترین ضعف رسانه ها نپرداختن به بخش های ویژه و جذاب حوزه های قرآنی بوده و خبرگزری ها و اصحاب رسانه با توجه به هدف سودمندی، احترام به مخاطب و دوری از شایعه پراکنی و تجسس می توانند ضامن تحقق اهداف قرآنی در کشور باشند.

کمترین اسراف چیست؟/ نشانه‌های اسراف‌گر در کلام علی(ع)

کمترین اسراف چیست؟/ نشانه‌های اسراف‌گر در کلام علی(ع)

کمترین اسراف چیست؟/ نشانه‌های اسراف‌گر در کلام علی(ع)

امیرالمومنان می‌فرمایند: اسراف گر سه نشانه دارد؛ می‌خورد چیزی را که ...

شکل‌گیری رنسانس و سرمایه داری غرب از نظر برخی افراد همچون ماکس وبر به خاطر روحیه ریاضت‌کشانه پروتستان‌ها بود. پروتستانیزم یکی از فرقه‌های مسیحیت است که براساس فرامین خداوند وظیفه خود را کسب هر چه بیشتر و بهتر مال و ثروت می دانند.

پروتستان‌ها دنیا را محلی برای استراحت و خوش‌گذرانی نمی دانند، بلکه سعی دارند تا با کار و تلاش بی وقفه رضایت خداوند را جلب کرده و مقدمات لذات اخروی خود را فراهم کنند؛ براساس آموزه‌های پروتستانیزم مومنین هر چه قدر در این دنیا کار و تلاش بیشتری انجام دهند بیشتر مورد رضایت خداوند خواهند بود، اما هیچ گاه به آنها این اجازه داده نشده بود تا مال و اموال خود را صرف خوش گذرانی و تن آسایی کنند؛ زیرا در این صورت از مسیر عنایت خداوند خارج می شدند؛ به این ترتیب پروتستان‌ها همواره وظیفه دارند کار و تلاش بکنند تا خداوند از آنها راضی باشد.

در واقع پروتستانیزم زمینه را برای ظهور سرمایه داری فراهم کرد؛ پروتستان‌ها با انباشت سرمایه خود مولد سرمایه داری شدند و سرمایه داری توانست به تولید انبوه دست پیدا کند؛ با دستیابی سرمایه‌داری به تولید انبوه، کشورهای استعمارگر به دنبال بازاری برای فروش کالاهای خود بودند؛ بازاری که بتوانند کالاهای خود را در آنجا به فروش برسانند، اما چه جایی جز کشورهای آسیایی و آفریقایی می‌توانست بازار مصرف کننده آنها باشد؟

در نتیجه این فرآیند کشورهای استعمارگر سعی در القا و ایجاد روحیه و سبک زندگی مصرف گرایی در کشورهای جهان سوم داشتند؛ البته اکنون نه تنها کشورهای جهان سوم، بلکه کشورهای توسعه یافته نیز در تارهای عنکبوت مصرف گرایی افتاده‌اند و بدون این که به نیاز یا عدم نیاز خود فکر کنند، دائماً در اندیشه خرید و مصرف هستند.

در نتیجه گسترش چنین نگاهی انسان مصرف گرا متولد می‌شود؛ انسانی که فقط و فقط به مصرف فکر می کند؛ مصرف گرایی یعنی مصرف و خرید بدون این که واقعاً به برخی امور احتیاج داشته باشیم.

خوشبختانه یا بدبختانه گرانی‌ها و افزایش قیمت ها در ماه‌های اخیر می‌تواند این فرصت را در اختیار ما بگذارد که قبل و بعد از خرید دائماً با خود فکر کنیم که آیا واقعاً به این مورد یا وسیله و لباس و غیره نیاز داشتم یا نه!


شیعیان ما کسانى باشند که!

امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «شیعیان ما کسانى باشند که براى ولایت ما به یکدیگر بخشش کنند و در راه دوستى ما با یکدیگر دوستى نمایند و براى زنده کردن امر ما به دیدار یکدیگر بروند، اگر خشم کنند، ستم نکنند و اگر راضى باشند، اسراف‏ نورزند، برکت همسایگانند و با معاشرین خود سلم و صفا دارند.»(1)

اگر چه شاید به قول سید جمال مسلمانان تنها نام مسلمانی را یدک می کشند، اما ما باید به دنبال ایجاد روحیه قناعت و پرهیز از اسراف در درون خودمان باشیم تا شیعه واقعی محسوب شویم.


معنای اسراف چیست؟

امام علی (ع) می فرمایند: «الاسراف مذموم فى کلّ شی‏ء الّا فى افعال البرّ.»؛ اسراف‏ (تجاوز از حدّ کردن) نکوهیده و مذمّت شده است در هر چیزى مگر در کردارهاى نیکو (که هر چه آنها را بیشتر کند و تجاوز از حدّ نماید، بهتر است.)(2)

در واقع حضرت می فرمایند: در کارهای خیر و نیکو تا می توانید زیاده روری کنید؛ زیرا خوشنودی خداوند از شما در همین کارها خلاصه می شود؛ البته در بسیاری از روایات دیگر، ائمه بر کار کم، اما مستمر تأکید بیشتری از کار زیاد، اما بی دوام کرده اند و برای مثال در کار خیری مانند صدقه دادن، انسان نباید در کمک کردن افراط و تفریط کند؛ انسان هنگامی که می خواهد به فقیری کمک کند نباید بگذارد که فضا و جو آن قدر بر او غلبه کند که تمام مال خود را ببخشد و دیگر چیزی برای ادامه زندگی در دست نداشته باشد.

حضرت می فرمایند: «آگاه باش که به درستى بخشیدن مالى که دارید در غیر حقّ آن یعنى در غیر جاى آن که شرعاً صرف آن جایز باشد، تبذیر و اسراف است، منظور از «تبذیر» همان اسراف است؛ یعنى پراکنده کردن مال بیجا و به زیاده روى، و منظور این است که هر چه از مال در مصرفى صرف شود که شرعاً جایز نباشد شامل تبذیر و اسراف است؛ هر چند کم و قلیل باشد.»(3)

خداوند سبحان در قرآن کریم می فرمایند: «وَآتِ ذَا الْقُرْ‌بَى حَقَّهُوَالْمِسْکِینَوَابْنَالسَّبِیلِوَلَاتُبَذِّرْ‌تَبْذِیرً‌ا»؛ و (ای رسول ما) تو خود حقوق خویشاوندان و ارحام خود را ادا کن و نیز فقیران و رهگذران بیچاره را به حق خودشان برسان و هرگز (در کارها) اسراف روا مدار.(26 اسراء)

اسراف تنها در خرج کردن اموال تعریف نمی شود، بلکه در تمامی امور انسان باید سرلوحه قرار گیرد؛ برای مثال انسان در برنامه ریزی خود باید میانه‌رو باشد و از اسراف و تبذیر خودداری کند. گاهی اوقات انسان در برنامه خود زمان زیادی را به مطالعه اختصاص می دهد یا زمان زیادی را صرف تفریح خود می کند، در حالی که انسان باید در تمام امور خود از اسراف و زیاده روی پرهیز کند.(4)


مسلمانان همواره باید میانه رو باشند

در آیه 67 سوره فرقان آمده است: «وَالَّذِینَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ یُسْرِ‌فُوا وَلَمْ یَقْتُرُ‌وا وَکَانَ بَیْنَ ذَلِکَ قَوَامًا»؛ و آنان هستند که هنگام انفاق (به مسکینان) اسراف نکرده و بخل هم نورزند، بلکه احسان آنها در حد میانه و اعتدال باشد.



مسلمانان در قرآن و کلام معصومین سفارش به اعتدال شده‌اند

نکته جالب توجه این است که مسلمانان به انحای مختلف در قرآن و کلام معصومین سفارش به اعتدال شده‌اند و در همین رابطه امام در نامه‌ای به زیاد ابن ابیه می‌فرمایند: «اسراف‏ را بگذار و میانه‌رو باش و امروز در اندیشه فرا به سر بر، از مال به اندازه ‏لازم براى خود نگاه‏دار و زیادى را براى روز نیازمندى خود پیش فرست.»(5)

مسلمانان برای امورات خود نه تنها باید در اندیشه حال و امروز خود باشند، بلکه باید یک نوع دوراندیشی و ژرف‌نگری هم داشته باشند؛ تصور کنید اگر به یک بچه یک کیسه خوراکی بدهید، دوست دارد در همان لحظات اولیه تمام خوراکی ها را مصرف کند، اما اگر عاقل باشد به فردا و روزهای آینده هم فکر می‌کند و دنیا را در همین امروز نمی بیند.

حضرت در جایی می فرمایند: «الحازم من تجنّب التّبذیر و عاف السرف»؛ دوراندیش کسى است که دورى کند از تبذیر؛ یعنى اسراف‏ و خرج زیاد از اندازه خود، و ناخوش دارد اسراف‏ را، و این تأکید سابق است.(6)


نشانه‌های اسراف‌گر

امیرالمومنان می فرمایند: «اسراف گر سه نشانه دارد؛ می خورد چیزی را که برای او نیست، می پوشد چیزی را که برای او نیست و می خرد چیزی را که برای او نیست.»(7)


کمترین اسراف چیست؟

امام صادق (ع) در حدیثی کمترین اسراف را دور ریختن مانده آب و استفاده نابجا از لباس مهمانی و از این قبیل می‌دانند.(8) نکته جالب توجه این است که معصومین به صورت دقیق و جامع نشانه مسرفین را برمی شمارند و حتی فرسودن لباس مهمانی و استفاده نابجا از آن را نیز جزو موارد اسراف می دانند.

در واقع براساس سفارش حضرت، مؤمنین باید در خورد و خوراک و پوشش و خرید از اسراف جلوگیری کنند.


نتایج اسراف

- فقر و محرومیت از روزی؛ رسول خدا می فرمایند: «هر کس تبذیر کند خدا او را از روزی محروم کند.»(9)

- عدم استجابت دعا؛ امام صادق (ع) می فرمایند: «دعای کسی که مال خود را فاسد و تباه کند و از خدا روزی بطلبد، پذیرفته نمی شود.»(10)

بار خدایا اسراف‏ مرا درباره خودم بیامرز!

چون پیغمبر (ص) از نماز فارغ می‌شد، این دعا را می خواند: «بار خدایا بیامرز براى من آنچه پیش کرده‏ام و آنچه به تأخیر انداخته‏ام و آنچه نهان کردم و آنچه عیان نمودم، اسراف‏ مرا درباره خودم بیامرز و آنچه تو بدان داناترى، بار خدایا تو پیش اندازى و تو پس‏اندازى، معبودى جز تو نیست.‏» (11)


پی‌نوشت‌ها:
 

1. أصول الکافی / ترجمه مصطفوى / ج‏3 / 333 / 24 - ..... ص : 333
2. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم ؛ ج‏2 ؛ ص86
3. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم ؛ ج‏2 ؛ ص330
4. ترجمه و شرح نهج البلاغه (فیض الإسلام) ؛ ج‏2 ؛ ص391
5. نهج البلاغه / ترجمه انصاریان ؛ ؛ ص596
6. شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحکم و درر الکلم ؛ ج‏1 ؛ ص389
7.کتاب الخصال ص 98
8.کتاب الخصال ص93
9.الکافی ،جلد 2،ص122
10. الکافی ،جلد 2،ص511
11. أصول الکافی / ترجمه مصطفوى ؛ ج‏4 ؛ ص327
نقل از خبرگزاری دانشجو /

مراقب استفاده از احادیث باشیم!

مراقب استفاده از احادیث باشیم!

مراقب استفاده از احادیث باشیم! برخی مواقع مشاهده می‌شود که بعضی از افراد احادیثی را به عنوان حجت اعمال و رفتارهای خود قرار می‌دهند که بعضا آنها یا به درستی متوجه نشده و یا اصلا به درست یا نادرست بودن آنها توجهی نمی‌کنند.

به گزارش راسخون ، براساس گفته‌ی برخی از محققان علوم اسلامی برخی احادیث در بسیاری از کتب روایی دینی وجود دارند که جهت به کار بستن‌شان در زندگی باید ابتدا مفهوم صحیح آنها را از یک حدیث‌شناس جویا شویم.

یادمان نرود که در سال‌های نه چندان دور در سطح حوزه‌های علمیه دینی افرادی وجود داشتند که به دلیل سطح بالای علمی ‌ به آنان «محدث» گفته می‌شد و بعضا برخی از علما با سطح علمی پایین‌تر از علمای اعلام این حوزه‌ها اجازه روایت حدیث می‌گرفتند.

به طور مثال مدتی است استفاده از برخی از روایات پیرامون مباحث درمانی و بهداشتی در سطح جامعه ما فراگیر شده است و این در حالی است که براساس نظر برخی از متخصصان این عرصه در بهره‌مندی از این روایات باید دقت کرد زیرا برخی مواقع این احادیث در یک مورد خاص و یا یک شخص خاص گفته شده و یا اصلا شاید یک حدیث دارای سند درستی نباشد که چه در بحث درمانی و بهداشتی و چه دیگر مباحث دینی، پیشوایان ما به ما امر فرمودند در این صورت آن حدیث را باید به دیوار زد.

خوب است جهت استفاده از روایات در زمینه‌های گوناگون از علمای برجسته‌ای که در این عرصه دارای تخصص هستند و یا منابعی که توسط متخصصین این عرصه به نگارش درآمده و یا مورد تایید موثق قرار گرفته است استفاده کنیم.

در این نوشته قصد داریم به موردی از استفاده از احادیث آن هم در رابطه با مباحث درمانی و بهداشتی سخن بگوییم که در ادامه به یک حدیث در این زمینه اشاره می‌شود:

در حدیثی آمده است که رسول خدا(ص) فرموده‌اند:

« از نشستن زیر آفتاب بپرهیزید زیرا لباس را فرسوده، ‌بدن را بد بو و بیماری پنهان را آشکار می‌کند».

نکته‌ای که در این زمینه مطرح است این است که این حدیث می‌تواند مربوط به شرایط خاص و یا شخص خاص و یا زمان و مکان خاص باشد که در این حالت‌ها تابش‌ آفتاب سبب آسیب‌های یاد شده و یا گرما‌زدگی شود، ولی اگر شرایط زمانی، مکانی و مانند آن به گونه‌ای باشد که تابش نور آفتاب مایه زدودن میکروب‌ها از بدن و یا لباس شود در این صورت نور آفتاب سودمند است؛ چنانکه علم پزشکی نیز به این نکته توجه دارد.

منبع:

کتاب: مفاتیح الحیاه، مولف: آیت‌الله جوادی آملی، ناشر: مرکز نشر اسراء، سال نشر: بهار 1391 ه.ش، نوبت چاپ: بیست و چهارم.

جسدی كه معجزه اي از قرآن را اثبات كرد


جسدی كه معجزه اي از قرآن را اثبات كرد

 
 

جسدی كه معجزه اي از قرآن را اثبات كرد/عکس

     
     
   

به گزارش اروم نیوز ،  رئیس این گروه تحقیق و ترمیم حسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال ۱۸۹۸ میلادی و تقریبا در حدود ۲۰۰ سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از ۱۴۰۰ سال پیدا شده است؟!

لذا بعد از اتمام کار به کشورهای اسلامی سفر کرد و به تحقیق پرداخت تا بالاخرة آیه ۹۲ سوره یونس را برایش خواندند.به این صورت بود که به دین مبین اسلام مشرف شد.

چند كتاب فوق العاده  كاربردي

تر جمه قرآن كريم آيت الله مكارم شيرازي

لينك دانلود

اع‍راب‌ آي‍ات‌ ال‍ق‍رآن‌ ال‍ك‍ري‍م

 لينك دانلود

ترجمه قرآن كريم استاد فولادوند

لينك دانلود

احکام قرآن

لينك دانلود


تفسير نمونه

لينك دانلود

ترجمه قرآن كريم استاد الهي قمشه اي


ترجمه قرآن كريم استاد آيتي                  لينك دانلود

طرح ارزيابي و اعطاي مدرك تخصصي به حفاظ قرآن كريم  

ثبت نام و اطلاعات تكميلي هشتمین دوره‌ي  

 

طرح ارزيابي و اعطاي مدرك تخصصي به حفاظ قرآن كريم 

 

سايت تلاوت به نشاني‌www.telavat.irـ از 91/12/15

چند درصد از افراد جامعه با‌حجاب هستند؟


چند درصد از افراد جامعه با‌حجاب هستند؟

چند درصد از افراد جامعه با‌حجاب هستند؟

رئیس بسیج جامعه زنان گفت: یک کار پژوهشی و تحقیقاتی در زمینه وضعیت حجاب آغاز شده است که با مشخص شدن نتایج این تحقیق مشخص می‌شود چند درصد جامعه با‌حجاب هستند.

به گزارش راسخون به نقل از فارس مینو اصلانی  گفت: اقدامات زیادی برای گسترش و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در کشور انجام شده است که از جمله آنها می‌توان به تشکیل شبکه خوشه‌ای عفاف و حجاب اشاره کرد که هم اکنون 520 هزار نفر عضو دارد و به صورت خوشه‌ای مورد آموزش قرار می‌گیرند.
وی همچنین با اشاره به راه‌اندازی پژوهشکده عفاف و حجاب در مرداد ماه سال 89 ادامه داد: وظیفه این پژوهشکده شبکه‌سازی نخبگان و ایده‌پردازان در زمینه عفاف و ‌حجاب است که بالای 1500 نفر از مروجین فرهنگ عفاف و حجاب را ساماندهی کرده است و در تالارهای گفتمانی که تشکیل می‌شود به بررسی راهکارها و تبیین شرایط موجود می‌پردازند.
رئیس بسیج جامعه زنان در خصوص شرایط کنونی عفاف و حجاب در جامعه گفت: هم اکنون با توجه به هجمه‌هایی که از سوی دشمن انجام می‌شود وضعیت حجاب در جامعه ما وضعیت خوبی است اما برای بررسی دقیق‌تر و وضعیت عفاف و حجاب در جامعه یک کار تحقیقاتی و پژوهشی آغاز شده است که به صورت واضح‌تری شرایط موجود را تبیین می‌کند.
اصلانی ادامه داد: این کار پژوهشی وضعیت حجاب  را به صورت درصدی نشان می‌دهد و با همکاری سازمان تحقیقات بسیج انجام می شود.
وی ادامه داد: این کار تقریباً سه ماه است که آغاز شده است و تا دو ماه ابتدایی سال آینده منتشر می‌شود.

از شبکه های ماهواره ای تقلید می کنیم؟!


از شبکه های ماهواره ای تقلید می کنیم؟!


چقدر این شبکه ها را تماشا می کنید ؟ آیا با آنها احساس همذات پنداری هم دارید؟

دنیای تکنولوژی امروزی پر است از شبکه های آنلاین و آفلاین تلویزیونی، شبکه هایی که حتی اگر عمر خود را تقسیم بر میزان دقایق پخش همه آنها بکنید باز هم کم می آورید. اما چقدر از این شبکه ها از جنس ما هستند و یا می توانند باشند؟

پشت سر ایجاد هر شبکه ای فلسفه ای یا به عبارت صحیح تر نیت و یا هدفی نهفته است هدفی که تمام استراتژی ها و تاکتیک و تنکنیک های آن رسانه بر اساس آن تنظیم و تعیین می گردند و با کمی ظریف نگری می توان این موارد را فارغ از متن، اسناد و آیین نامه های درون سازمانی از دل گفتمان و حتی ظاهر برنامه ها به دست آورد.

ماهواره

برون داد یک رسانه ماحصل همه فعالیت های اهالی آن بر پایه تفکرات افراد و آیین نامه های مصوب است و می توان تحلیل و نقد یا مثبت و منفی بودن عملکرد شبکه را از طریق متن و فرامتن هایی که بر صفحه های نمایش نقش می بندند، مورد نقد و بررسی قرار داد.

تمام آنچه را که از یک رسانه نمایش داده می شود و شما مشاهده می کنید در صورتی که حتی خود را به عنوان یک ببیننده صرف محسوب نکنید و آگاهانه و با فیلتر های ذهنی مناسب در مقابل تلویزیون نشسته باشید، می تواند بر روی ذهن شما اثر گزار باشد. که این اثر بسته به شرایط درونی ( باورها و..) و بیرونی (محیط) فرد دارای تاثیرات متفاوت است. اما چند نفر از بینندگان شبکه های ماهواره ای و حتی شبکه های داخلی خودمان با این دقت و با آگاهی به تماشای برنامه ها می نشینند.

تکرار پیام اثر خود را خواهد گذاشت و جادو می کند. حتی با وجود تکثر رسانه ای در عصر حاضر تکرار پیام هنوز دارای اثر می باشد و می تواند باورها را تقویت، اصلاح و یا حتی ایجاد نماید.

 این شبکه ها چه چیز هایی را تکرار می کنند؟

اکثر این شبکه ها کار خود را بروی وظیفه سرگرمی تنظیم کرده اند حتی برنامه های خبری آنها نیز گاهی با حالت سرگرمی نمایش داده می شود( مانند دکتر کپی) . شبکه هایی مثل بی بی سی و... که رویکرد اصلی آنان خبر رسانی است نیز فارغ از شیطنت های خبریشان از رویکرد سرگرمی چه در غالب اطلاع رسانی، برنامه های ورزشی و هنری و.. چه پخش فیلم  عقب نمانده اند.

تکرار پیام اثر خود را خواهد گذاشت و جادو می کند. حتی با وجود تکثر رسانه ای در عصر حاضر تکرار پیام هنوز دارای اثر می باشد و می تواند باورها را تقویت، اصلاح و یا حتی ایجاد نماید

در واقع در برآیند کلی عملکرد بسیاری از شبکه های فارسی زبان ماهواره ای، شکل ظاهری کارها در غالب سرگرمی ارائه می شود و الا هدف اصلی فراتر از یک سرگرم سازی صرف است و آنها برای تاثیر بر اذهان در راستای وظایف هدایت و رهبری و تبلیغات این پوسته را انتخاب کرده اند. انتخاب زیرکانه ای که در جنگ نرم امروز به خوبی جواب خواهد داد. اکثر این شبکه ها بیشتر بر روی ایتم هایی چون فیلم و سریال، موسیقی و جنگ تاکید می کنند تا از این طریق با درگیر کردن احساسات مردم، پیام های خود را ناخودآگاه تزریق کرده و به تدریج سبک زندگی، باور و منش  و رفتار مردم را مورد تغییر قرار دهند.

 ماهواره

پیام هایی که این شبکه ها تکرار می کنند، تکثر گرایی، پاک بودن دل، خیانت، رابطه های بی قد و شرط، لذت جویی، مصرف گرایی و در ابعاد دیگر می گساری، رقص، .... می باشد.

اما با وجود آشکار بودن بسیاری از این پیام ها که نه از نظر سیاسی بلکه از نظر اخلاقی دارای تناقض با فرهنگ ملی و دینی ما می باشد عده ای از هموطنان با این ادعا که ما با آگاهی پای این برنامه ها می نشینیم و این موارد اثری در ما ندارد بدون هیچ چهارچوبی به استقبال این شبکه ها می روند. اما بدین نکته توجه ندارند که حتی  با داشتن سواد رساته ای بالا و وجود فیلترهای مشخص و مثبت در ذهن، نمی توان از اثرات غیر مستقیمی که در مسیر این پیام رسانی است، مصون ماند. چه بسا بسیاری از این افرادی که فکر می کنند آگاهانه در مقابل این شبکه ها نشسته اند و در حالی که این فقط یک تلقین اشتباه است و چهارچوب ذهنی آنها کاملا مساعد تاثیر پذیری است. در واقع حتی اگر شما به دید منتقد به این شبکه ها بنگرید  با توجه به اصول روانشناسی باید مراقب تاثیر ناخودآگاه  و نرم این شبکه ها در دراز مدت باشید.

باید توجه داشت جدا از تعامل مخاطب با رسانه در حالت معکوس آن یعنی تعامل رسانه با مخاطب، حتی اگر این شبکه ها به دنبال پیام رسانی خاصی هم نباشند و صرف سرگرم سازی را مد نظر داشته باشند به سبک زندگی مخاطبان شکل خواهند داد، مخاطبانی که نه تنها بی میل نیستند بلکه به استقبال این شبکه ها می روند.

پیام های رسانه ای شبکه های غربی روحی واحد مبتنی بر اصول اومانیسم و لیبرالیسم در خود دارند و پیام های ساخته و منتشر شده در هر قالبی از این شبکه ها انسان را به یک مقصد نهایی خواهد رساند در واقع شما اگر چه شبکه های مختلف را مشاهده کنید اما درگیر یک تکرار هستید تکراری که هر چند برنامه ریزی نشده است اما به دلیل روح واحد باید گفت نمی توان از جادوی تکرار گریز داشت که به صورت تزریقی سبک زندگی و اهداف این شبکه ها را در بدنه مخاطبان تزریق خواهد کرد  و در داخل نیز مکملی چون سینمای فارسی بدان کمک خواهد کرد. اما از کسانی که با توجیه عدم تاثیر پذیری، خود را در زمره مخاطبانی فعال می پندارند، باید پرسید این شبکه ها چه چیزی را ترویج می کنند؟ و چه چیز این شبکه ها در کل مقصود تماشای آنان است؟

آیا من و تو فرهنگ ملی ما را ترویج می کند؟

آیا برنامه بفرمایید شام بر موازین اخلاقی ما استوار است؟

زن های فارسی وان مطابق با الگوی ایرانی اسلامی ما هستند؟

خیانت و لاابالی گری در سنت ما جای دارد؟

شراب عضوی از مهمانی های ما است؟

روابط با نامحرم امری پسندیده است؟

ترویج همجنس گرایی بر اساس اصول انسانی است؟

مد  و مصرف گرایی براساس اصول اقتصادی است؟

حتی اگر شبکه های داخلی در جذب ما موفق نباشند و رسانه ملی را سرگرم کننده نپنداریم. هیچ توجیه ای وجود ندارد که ما خود را در برابر چنین شبکه هایی قرار دهیم

آیا جواب این سوال ها که به طبع منفی می باشند، پیام هایی از جنس فرهنگ دینی و ملی ما را در بردارد؟ آیا صرف سرگرمی می تواند دلیلی باشد که ما خود را در معرض چنین محتواهایی قرار دهیم؟، حتی اگر شبکه های داخلی در جذب ما موفق نباشند و رسانه ملی را سرگرم کننده نپنداریم. هیچ توجیه ای وجود ندارد که ما خود را در برابر چنین شبکه هایی قرار دهیم با هر دلیلی که باشد از جمله عدم مناسب بودن برنامه های رسانه ملی، کنجکاوی، آگاهی از  رویدادهای جهان و.... .

سرگرمی با رسانه های دیگر در بسیاری اوقات بهتر از نشستن بی هدف و ظاهرا هفمند در پای ماهواره است، حالتی که  شما کنترل ذهن خود را در دست شبکه هایی دادید ولی می پندارید کنترل در دست شماست!

چند درصد شبکه های ماهواره ای که مخاطبان فارسی آن را می بینند هدفی غیر از جنگ نرم دارند؟ و چند درصد از مخاطبین آگاهانه و با فیلترهای مناسب ذهنی پای این شبکه ها می نشینند؟ چقدر ماهواره ها مقصر هستند، چقدر ما و چقدر رسانه ملی؟

عطالله باباپور

تبرّک جستن در کجای قرآن آمده است!!


تبرّک جستن در کجای قرآن آمده است!!


فلسفه تبرک چیست؟ آیا تبرک جستن به مکان‏ها و اشیای مقدس، شرک نیست؟ چرا اهل سنت تبرک جستن ما را حمل بر شرک می کنند ؟
توسل

«تبرک» به معنى مبارک شدن و برکت پیدا کردن است.

در پاسخ به این سۆال، چند مطلب را اگر در نظر بگیریم، به سهولت پاسخ آن را در مى‏یابیم. این مطالب عبارتند از:

1. تبرک، منشأ و مبداء و ریشه قرآنى دارد. زمانى که حضرت یعقوب نبى‏علیه السلام از فراق یوسف نابینا شد، به تصریح قرآن کریم، حضرت یعقوب، لباس یوسف را بر چشم خود نهاد و بینایى خود را باز یافت؛ «فَلَمَّا أَنْ جاءَ الْبَشِیرُ أَلْقاهُ عَلى وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیراً قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکمْ إِنِّى أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ»؛ یوسف (12)، آیه 96.؛ «پس چون مژده رسان آمد، آن پیراهن را بر چهره او انداخت؛ پس بینا گردید. گفت: آیا به شما نگفتم که بى‏شک من از (عنایت) خدا چیزهایى مى‏دانم که شما نمى‏دانید»؟ تبرّک و استشفا به پیراهن یوسف، نمونه‏اى از تبرّک و استشفا به چیزى است که به شکلى، منسوب به اولیاى الهى است. نقل این داستان توسط قرآن و عدم رد آن، نشان دهنده تأیید آن مى‏باشد.

2. قرآن خود را هم مبارک و با برکت معرفی می کند  و می فرماید: «كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ مُبَارَكٌ لِّیَدَّبَّرُوا آیَاتِهِ وَلِیَتَذَكَّرَ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ » ؛ این قرآن کتابی است که ما آن را به سوی تو فرستاده‌ایم و مبارک است. تا خردمندان در آیات بیندیشند و پند گیرند. (سوره ص آیه 29 )

خداوند خود را با همین صفت درباره نزول قرآن ستوده است. آنجا که می‌فرماید: « تَبَارَكَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَالَمِینَ نَذِیرًا» (سوره فرقان آیه 1) ؛پاک و منزه بزرگ و متعالی ، فزونی بخش و پای دارنده خیر است آن خداوند که قرآن را بر بنده‌اش فرو فرستاد تا برای جهانیان بیم دهنده‌ای باشد.

صفت مبارک برای قرآن به معنای آن است که قرآن موجب سعادت و کامروایی، باعث فزونی و کثرت درهمه خیرهاست. خواندن قرآن، عمل به آن، فهم آیات آن همگی باعث سعادت و کامرانی اهل ایمان است و عامل خیر و نیکی. 

 

ادله روایی اهل سنت در تبرک جستن

3. در تاریخ نبى مکرم اسلام‏صلى الله علیه و آله نیز چنین چیزى اتفاق افتاده است. بر اساس روایات معتبر نزد شیعه و سنى، اصحاب پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله هنگام وضو گرفتن وى، هجوم مى‏آوردند؛ تا هر کسى قطره‏اى از آب وضوى او را به عنوان تبرّک، برگیرد؛ به گونه‏اى که نمى‏گذاشتند قطره‏اى از آب وضوى پیامبرصلى الله علیه وآله بر زمین بریزد و اگر به کسى چیزى نمى‏رسید، از رطوبت دست دیگرى استفاده مى‏کرد.(صحیح بخارى، ج 1، ص 33 و ج 7، ص 50؛ مسند احمد، ج 4، ص 329 و 330)

براساس داورى وهابیان - که صرف بوسیدن و تبرک جستن به آثار اولیاى الهى شرک و حرام است - پیامبر اکرم و اصحابش و نیز یعقوب نبى و همه انسان‏ها - حتى خود وهابیان که فرزندان خود را مى‏بوسند - مرتکب شرک و حرام شده‏اند و فرق گذاردن بین بوسیدن کسى که زنده است و ضریح کسى که از دنیا رفته، دلیل قابل قبولى ندارد؛ اگر شرک است، باید هر دو مورد، شرک باشد

مورد دیگر این که پیامبر قباى خود را کفن فاطمه بنت اسد قرار داد و در قبر او خوابید؛ تا به برکت این عمل، فاطمه بنت اسد از سختى شب اول قبر در امان باشد.

سیره اصحاب، تبرّک جستن به ظرف غذاى پیامبرصلى الله علیه وآله، چاه‏هایى که آن حضرت از آنها آب نوشیده بود و... - چه در زمان حیات او و چه بعد از رحلت وى - بوده است. (صحیح بخارى، ج 3، ص 35؛ المغازى؛ فضائل اصحاب النبى، باب مناقب على بن ابیطالب؛ صحیح مسلم، کتاب الجهاد السیر، ح 132؛ صحیح مسلم، کتاب الحج، ح 323 و 326؛ مسند احمد، ج 5، ص 68)

بنابراین، اصل تبرک، جایز است؛ ولى باید توجه داشت که اشیاى متبرک شده، هیچ اختیارى از خود ندارند و هیچ مشکلى را به خودى خود نمى‏توانند از انسان برطرف کنند و حتى حفظ خود آن پارچه‏ها و پرده کعبه و ضریح امام‏علیه السلام با خداوند است.

4. اگر تبرّک جستن به قطرات آب و یا ظرف غذاى پیامبرصلى الله علیه و آله، شرک و حرام بود، وظیفه آن حضرت، نهى و بازداشتن اصحاب از این عمل بود؛ چنان که‏ در مورد تصور مردم - هنگام فوت ابراهیم، فرزند آن حضرت - درباره ارتباط خورشید گرفتگى با غم پیامبرصلى الله علیه وآله، وى بر فراز منبر، مردم را از این خرافه‏ نهى فرمود.

اصولاً مبارزه با شرک و خرافه‏پرستى، جزء اصلى‏ترین وظایف پیامبران بوده است.

اگر تبرّک جستن به قطرات آب و یا ظرف غذاى پیامبرصلى الله علیه و آله، شرک و حرام بود، وظیفه آن حضرت، نهى و بازداشتن اصحاب از این عمل بود؛ چنان که‏ در مورد تصور مردم - هنگام فوت ابراهیم، فرزند آن حضرت - درباره ارتباط خورشید گرفتگى با غم پیامبرصلى الله علیه وآله، وى بر فراز منبر، مردم را از این خرافه‏نهى فرمود

آیا تبرک جستن عامه مردم به بزرگان و یا اشیا، براى پرستیدن آنها شرک است؟

قطعاً چنین نیست؛ حتى اکنون که هر ساله پرده کعبه تعویض مى‏شود، پرده سال قبل را قطعه قطعه مى‏کنند و با تشریفات خاص به عنوان احترام، به کشورها و سفراى آنان هدیه مى‏دهند. سۆال ما این است که معناى این عمل، آیا چیزى غیر از تبرّک است که خود وهابیون آن قدر از آن نهى مى‏کنند؟

حال پیامبران و امامان بدان جهت که بندگان شایسته خداوند هستند، سزاوار احترام و محبتند و احترام و ابراز ارادت به آنان، بدان جهت نیست که براى آنان در مقابل خدا، مقام و ارزشى مستقل قائل باشیم؛ بلکه آنان مستقل از خدا، هیچ چیزى ندارند و همه عظمت آنان و عشق و محبت ما به ایشان، ناشى از آن است که آنان در اوج معرفت، بندگى و عبودیت حضرت حق قرار دارند

و مورد عنایت خاص پروردگار مى‏باشند. بوسیدن ضریح امامان‏علیهم السلام و اولیاى الهى، برخاسته از عشق و محبت نسبت به آنان است؛ همان گونه که عاشق، هر چیزى را که منتسب به معشوق است، مى‏بوید و مى‏بوسد و به سینه مى‏چسباند.

براى زائر امام معصوم‏علیه السلام، سنگ و چوب، ارزشى ندارد. بوسیدن ضریح و در و دیوار حرم، از آن جهت است که منسوب به محبوبش، یعنى امام معصوم‏علیه السلام است. بنابراین، بوسیدن و تبرک جستن، بدون اعتقاد به الوهیت یا ربوبیت (فاعلیت استقلالى)، شرک نیست.

براساس داورى وهابیان - که صرف بوسیدن و تبرک جستن به آثار اولیاى الهى شرک و حرام است - پیامبر اکرم و اصحابش و نیز یعقوب نبى و همه انسان‏ها - حتى خود وهابیان که فرزندان خود را مى‏بوسند - مرتکب شرک و حرام شده‏اند و فرق گذاردن بین بوسیدن کسى که زنده است و ضریح کسى که از دنیا رفته، دلیل قابل قبولى ندارد؛ اگر شرک است، باید هر دو مورد، شرک باشد. 

 

فرآوری: محمدی

بخش قرآن تبیان


منابع :

سایت پرسمان   

کتاب در پیشگاه قرآن نویسنده:دکتر نادر فضلی